عروض « « 5 » » از متبحّران است . و در علم موسيقى بلند آوازگيش از مقام تقرير و تحرير بيرون است .
و در فنون شعر ذو فنون است . و تحصيل معمّا را به تكميل رسانيده ، معميّات مشكله را به تسهيل مفتوح مىسازد . و اين معمّا را بغايت نيكو گفته ، به اسم سيف :
نظم
تا دور شده است عارض گُل * بى خود شده دل شكسته بلبل
يعنى : دل شكستهء بلبل كه الف است بىدل شكستهء بلبل شود . يعنى بى الف شود ، سيف حاصل مىشود « « 6 » » . و بغايت نيكو واقع شده است . و اين قصيده را در مدح همايون پادشاه گفته :
مرا ساخته است اين سپهر بد اختر * ز هجران ماهى پريشان و ابتر « « 7 » »
[ 187 ] ذكر جميل زبدة العلماء مولانا كيبك « « 1 » »
از تركستان است « « 2 » » در صغر سنّ دست انابت به حضرت مولانا خواجگى - قدّس سرّه - داده ، و در طريق سلوك ثابتقدم گشته ، پاى از جادّهء استقامت بيرون ننهاده و به عقل كافى مجاهدهء نفس امّاره نموده . خلاصهء اوقات را در فصول شباب به هدايت ربّ الأرباب صرف علوم نموده است .
شمايل شيرين دارد و حديثش دلرباست . مشكات ضمير منيرش از مصابيح علوم دينى پرنور است و حصن حصين خاطرش از نور « « 3 » » مسائل يقينى معمور . طبع لطيفش بر نهج استقامت ، و ذهن سليمش در غايت سلامت « « 4 » » . و فوجى از تلامذهاش از مائده افادهء پرفايدهاش استفاده نموده ، به مرتبهء مولويّت رسيدهاند . و با وجود اسباب جاه شاهراه تواضع را از دست نمىدهد و قدم در جادهء تكبّر نمىنهد ،
ذلِكَ فَضْلُ اللَّهِ يُؤْتِيهِ مَنْ يَشاءُ .
و گاهى به شعر التفاتى مىنمايد و چشم تألّف به معمّا نيز مىگشايد . تاريخ ولادت فرزند ارجمندش را نيكو گفته :
هامش
( 5 ) .Bو در بحار عروضPبحور و عروض
( 6 ) .Pيعنى اليف بى الف شود ، لف مىماند . چون از لام سى خواست شود مقصود حاصل مىگردد
( 7 ) .B , H« و اين قصيده . . . ابتر » را ندارد
[ 187 ] :
( 1 ) .Bكپك
( 2 ) .Pترك است
( 3 ) .Pوفور
( 4 ) .PسلاستH+ است