تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 237

مساهمون:

ص٢٣٧

[ 194 ] ذكر مير ديوانه

در قريهء شاحمين « « 1 » » ساكن است . قصايد خوب و غزلهاى مرغوب دارد . و در گفتن شعر تأمّل بسيار مىكند .
نكو گوى ، اگر دير گويى چه غم « « 2 » »
به رسم صلاح و فلاح معروف است و به دقت طبع و تأمل موصوف « « 3 » » . [ و مقيد به سلسلة الذّهب خواجگان شده ، به شرف متابعت و مبايعت حضرت نظام الدّين خواجه محمّد الاسلام مشرّف است . و در مناقب آن حضرت قصايد پرزور و ابيات مشهور دارد « « 4 » » ] . و اين غزل او شهرت تمام يافته است : غزل
جهان در چشمِ مجنون بود از ويرانه‌اى كمتر * درين ويرانه نتوان بود از ديوانه‌اى كمتر از آن در ناله شبها با سگانِ او هم‌آوازم * كه يابد راه بر آن آستان بيگانه‌اى كمتر نهد « « 5 » » چشمِ اجل تا پر شود پيمانهء عمرم * چه « « 6 » » خواهد شد ، ندانم گر بود پيمانه‌اى كمتر خلاصى باشد « « 7 » » از قيدِ قفس « « 8 » » آن مرغِ زيرك را * كه دارد چشم در اين « « 9 » » دامگه بر دانه‌اى كمتر حديث محنتى و قصّهء فرهاد و مجنون شد « « 10 » » * چو خاموشيست آخر يك دو سه افسانه‌اى كمتر « « 11 » »
[ 194 ] :
هامش
( 1 ) .Pبسا چمن ( 2 ) .B« و در گفتن . . . چه غم » ندارد ( 3 ) .P« و به دقت . . . موصوف » ندارد ( 4 ) .H , B« و مقيد . . . مشهور دارد » ندارد ( 5 ) .H , Bنهاد ( 6 ) .Pچو ( 7 ) .H , Bيابد ( 8 ) .Pاجل ؛ نفس ( 9 ) .Pبرين ( 10 ) .H , Pچند ( 11 ) .Hيك دو افسانه كمتر