[ 184 ] ذكر جميل قاضى عبد العزيز صديقى « « 1 » »
به خواجه خرد مشهور است « « 2 » » و به جناب خواجه هاشمى قرابت قريبه دارد . و مدّتى در فاخرهء بخارا در منصب عاليقدر قضا به استحقاق عمل مىنمود . به فضايل و مولويّت در ميان اقران يگانه است .
شرافت حسبى « « 3 » » را علاوهء نسب عالى ساخته ، در كسب « « 4 » » كمال سعى موفور به ظهور مىرساند . طبع سليم و ذهن مستقيم دارد . طبع مشكلگشايش حلّ اشكال معمّا بر وجه تسهيل نموده است و در ضبط قواعد بحور « « 5 » » و عروض متبحّر است . و در بحار نظم غوّاصى نموده ، درر و لآلى معانى را در سلك نظم منتظم گردانيده است . اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد و اين مطلع غريب را دلفريب گفته :
مطلع
نه آرامى به غربت ، نىقرارى در وطن دارم * مرا اين بىقرارى هست تا جان در بدن دارم
و اين رباعى مساوى الطرّفين را نيكو گفته :
رباعى
خوبست ز حور ، آن قدِ گلدسته « « 6 » » * حوران به منند جلوهگر پيوسته
قد جلوهگر است بر من و من درهمّ * گلدستهء پيوستهء درهم خسته « « 7 » »
و فقير اين رباعى را از قصيدهء مصنوع استخراج كرده ، و هو هذا :
رباعى
بينم چو ز دورِ آن خطِ نورسته * دوران كشدم ز صد الم پيوسته
خط صد الم است بر من و من درهم * نورستهء پيوستهء درهم بسته
[ 185 ] ذكر جميل وحيد الدّين شيخ ميرجان « « 1 » »
از مشايخ مشهور است و در باب نام خود چنين فرموده :
[ 184 ] :
هامش
( 1 ) .Pذكر جميل زبدة الأكابر خواجه عبد العزيز نامى
( 2 ) .P+ كه در آفاق به خواجه خسرو مشهور است
( 3 ) .Pشرف حسينى
( 4 ) .Pكسب + و
( 5 ) .B« بحور » ندارد
( 6 ) .Pخوبست ز خوبان قدرى گلدسته
( 7 ) .H , Pبسته
[ 185 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل زبدة المشايخ ابو الحسن وحيد الدين شيخ مرجان