غزل
در چمن سروِ خرامانِ مرا ياد كنيد * در سخن غنچهء خندانِ مرا ياد كنيد
جعدِ سنبل چو به رخسارِ گل افتد هر سو * حلقهء زلفِ پريشانِ مرا ياد كنيد
در شبِ تيره چو بُرْقَع فكند بدرِ منير * پرتوِ شمعِ شبستانِ مرا ياد كنيد
در مصاحف چو درآيد به نظر آيتِ وقف * لبِ لعل و خطِ ريحانِ مرا ياد كنيد
ابرِ نيسان به بهاران چو گهر افشاند « « 14 » » * كلكِ نظمِ گهرافشانِ مرا ياد كنيد
[ 175 ] ذكر جميل امير مهدى الحسينى « « 1 » »
به زيور صلاح آراسته بود ، و در سلسلهء كبرويه سلوك مىنمود . نسبت سيادت عالى داشت و از فضايل خالى نبود « « 2 » » . و به واقعات بلند و حالات « « 3 » » دلپسند مشرّف مىگشت . و در مدرسهء خواجه كمال الدين درس مىفرمود و در درس چغمينى به فقير موافقت مىنمود . گاهى به طريق مزاح فقير اين بيت را به او مىخواند .
بيت
مهدى كه در علومِ رياضى سرآمدَست * نيكست در نجوم « « 4 » » ولى هيأتش « « 5 » » بد است
و چون حسن الوجه نبود به وجه احسن قبول مىنمود .
حسن بانكندى نام ، سيّدزادهء مظلوم را به واسطهء اغراض نفسانى « « 6 » » در شب رمضان بقتل رسانيده ، شهيد ساخت . در بلخ ، در مزار شاه مدفون گشت « « 7 » » .
طبع نيكو داشت و اين بيت را بديهة در تتبّع انورى « « 8 » » گفت :
مرغِ زرّين جناح همّت او « « 9 » » * از شرف سدرهء آشيان باشد
و چون از اشعارش چيزى در خاطر نبود ، به جهت آن مكتوب نگشت « « 10 » » .
هامش
( 14 ) .Pابر نيسان چو بهاران گهرافشان گردد
[ 175 ] :
( 1 ) .Pذكر جميل امير محمد مهدى ابن قاضى محمود الحسينى
( 2 ) .P« نسبت . . . نبود » ندارد
( 3 ) .P , Kمقامات
( 4 ) .H , Bهجوم
( 5 ) .Pنيتش
( 6 ) .H , Bيكى از خبائث به جهت حسد
( 7 ) .P« در بلخ . . . گشت » ندارد
( 8 ) .P« در تتبع انورى » ندارد
( 9 ) .Pتو
( 10 ) .P« و چون . . . نگشت » ندارد