[ 176 ] ذكر امير سوادى « « 1 » »
به سيادت مشهورست . طبع شورانگيزش از سواد قلم گهرريز است و اين مطلع رنگين از گفتار نمكين اوست :
نظم
چون غنچهء سيرابِ تو در خنده درآيد * گل سرخ شود پيشِ تو ، شرمنده برآيد « « 2 » »
در بلخ مدفون است .
[ 177 ] ذكر خواجه محمّد وزير « « 1 » »
از ولايت خراسان است . بىفضيلتى نبود . مدّتى در مرو توطّن نمود . آخر قدم در كوچهء سلامت نهاده ، ترك اسباب ملامت كرده ، در گوشهء انزوا به ملك بقا انتقال كرد . اين مطلعش را به شهر بخارا فرستاده بود :
به روزِ وصل خواهم چاك كردن سينهء خود را * كه تا بيرون دهم از دل غمِ ديرينهء خود را
ميرزا سيد شيخ در تتبع او چنين گفته بود :
جواب
چو لاله چاك خواهم كرد آخر سينهء خود را * كه بنمايم به او داغِ دلِ ديرينهء خود را
[ 178 ] ذكر ميرزا تيمورتاش « « 1 » »
صورت خوب و سيرت مرغوب داشت . پيوسته به صحبت جانفزا و مجلس دلگشا محبوب [ 176 ] :
هامش
( 1 ) .Pمير سودادىH , Pميرسوداى
( 2 ) .Pدر خنده درآيد
[ 177 ] :
( 1 ) .H , Bشرح حال « خواجه محمد وزير » را ندارد
[ 178 ] :
( 1 ) .Pميرزا قالى