غزل
زار نالم ز غمش ناله ز بيداد كنم « « 7 » » * با كه گويم ز غمش « « 8 » » پيشِ كه فرياد كنم
پيشِ لعلِ « « 9 » » لبِ شيرين تو اى راحت جان * شكر و قند چه باشد كه از آن ياد كنم
با وجود رخ و زلف و قدت اى غنچهْدهن « « 10 » » * چون تماشاى گل و سنبل و شمشاد كنم
اى خوش آن روز كه در صحنِ چمن خواب كنى « « 11 » » * چون نسيم آيم و روى تو به گل ياد كنم
گر به شهر از ستمت آه نيارم كردن * سر به صحرا زده از دستِ تو فرياد كنم
كامى از نالهء من شهر به فرياد آيد * گر ز بىمهرى آن ماه شبى ياد كنم « « 12 » »
در چهار گنبدان « « 13 » » مدفون است .
هامش
( 7 ) .H , Pزار نالم ز غمت گريهء بيداد كنم
( 8 ) .Pستمت
( 9 ) .Pغنچه با وجود
( 10 ) .Pبا وجود قد و زلف و رخت اى سرو روان
( 11 ) .Pاى خوش آن دم كه تو در صحن چمن جاى كنى
( 12 ) . دو بيت : گر به . . . و كامى از درPنيامده
( 13 ) .P , Hچهار گنبد ،Kچهاگنبد