تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 212

مساهمون:

ص٢١٢

[ 167 ] ذكر ميرزا جان محمّد ثانى « « 1 » »

از اميرزادگان نيمان است . صورت خوش و سيرت دلكش داشت ، حسن سيرتش به مراتب از حسن صورتش احسن بود . فهمش خوب بود و طورش مرغوب . و اين مطلعش مستحسن افتاده : بيت
بس كه چشمانِ سياه تو به هم « « 2 » » ناز كنند * گه درِ فتنه ببندند و گهى باز كنند
هنوز نخل قامتش از چشمهء حيات سيرآب نگشته بود كه صرصر اجلش از پاى درافكند . بيت
كدام سروِ سهى را سپهر آبى داد * كه باز خشك نكرد و نكندش از بنياد « « 3 » »

[ 168 ] ذكر مولانا عبد الواسع « « 1 » »

از اعيان نور است . صورت خوب داشت « « 2 » » و طبع خوب ، و كلام مرغوب داشت امّا زمان چندان أمان نداد كه از نخل اعتبار برخوردار گردد و از متاع زندگانى متمتّع گردد « « 3 » » . بيت
جهان بىمدارست و بىاعتبار * مجو اعتبارى ازين بيمدار
اين مطلع از سخنان پرسوز اوست : نظم
زبان ز سوزِ درونم زبانه‌اى باشد * شرارِ آهِ من از وى نشانه‌اى « « 4 » » باشد
در جوار مزار خواجه ابو حفص مدفون است . [ 167 ] :
هامش
( 1 ) .Pمير جان محمد جامى ثانى ( 2 ) .Pخود ( 3 ) .Pبيت : كدام . . . را ندارد [ 168 ] : ( 1 ) .Pعبد الوسيع ( 2 ) .B , H« صورت . . . داشت » ندارد ( 3 ) .B , H« و از . . . گردد » ندارد ( 4 ) .Pشراره‌اى