تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧

[ 163 ] ذكر مولانا شيدا

از اقرباى مولانا قيام الدّين « « 1 » » بلخى بود « « 2 » » كه مجمع الفضائل است « « 3 » » و پيوسته به افادهء علوم عقلى و نقلى اشتغال مىنمود . درس « « 4 » » علوم حقيقتش دلپذير و مطالعهء فقه و تفسيرش بىنظير مىنمود . مدّتى اين فقير تحصيل نجوم و هيأت در خدمت او مىكرد . [ در اندك زمانى اين كمينه را به واسطهء شفقت به درجهء استخراج تقاويم تامّه رسانيده « « 5 » » ] . هنوز در سنّ وقوف بود كه كوكب مستقيم طالعش از صعود به هبوط مايل گشت و از اوج حيات به حضيض ممات رجعت نمود « « 6 » » . و مولانا شيداى مذكور از شاعران قديم نديم است . مدّتى در خدمت بابر پادشاه مىبود « « 7 » » در ميدان شاعرى گوى نظم را به چوگان بديهه مىربود . و بيشتر اشعارش « « 8 » » مزاح‌آميز است . در تتبّع گلستان اين بيت گفته : نظم
تفاوت همين است اى محرمِ راز * كه شيدا ز بلخ است و سعدى ز شيراز
صورتش به طورى بود كه هرچند آدمى مقبوض او را مىديد ، منبسط مىگرديد . [ [ اتفاقا روزى عبد العزيز خان ملّا شيدا را با ملّا بقائى به بديهه امر نمود . و ملا بقائى زن مسلّطه‌اى داشت ، شعرا را بسيار جفا مىكرد . چنان‌كه حضرت عبيد اللّه خان در باب ايشان فرموده : بيت
آش بقائى غد تا پاؤ در آتون * ايردور آتون و بقائى دور خاتون
و در تتبّع اين مطلع سخن مىكردند كه : بيت
اى به بالا همان كه مىدانى * تو گلى ما همان كه مىدانى
[ 163 ] :
هامش
( 1 ) .Pقوام الدين ( 2 ) .Pاست ( 3 ) .Bبود ( 4 ) .Bدرين ( 5 ) .B« در اندك . . . رسانيده » ندارد ( 6 ) . نسخهءPبعد از « نمود » شرح‌حال ديگرى به نام « مولانا شيدا » دارد كه ابتداى آن چنين است : « از شاعران قديم . . . » اين دو شرح حال در نسخه‌هاىH , B , Kيكى است ( 7 ) .P« مدتى . . . مىبود » ندارد ( 8 ) .Pكلامش