تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 188

مساهمون:

ص١٨٨
مىسازيم . پسر سيّد [ گفته كه بابا مىترسم كه سيادت ما چنين نباشد » . چون مير به تسيّد متهم بوده ، به جايگه افتاده « « 7 » » ] ] . قريب به سنّ حيات طبيعى رسيده بود كه شربت موت چشيده ، رحلت نمود « « 8 » » .

[ 140 ] ذكر جميل قاضى محمود

از شاگردان معتبر « « 1 » » مولانا ابراهيم شيروانى بود « « 2 » » . فضيلت بسيار داشت « « 3 » » و در قضاياى مسلمين ملاحظهء بسيار مىنمود . و گاهى به شعر نيز توجّهى داشت « « 4 » » و اين رباعى را بغايت نيكو گفته « « 5 » » : رباعى
تا رشتهء جان به تارِ زلفش بستم * دل از همه كَنْدَم و به او « « 6 » » پيوستم از جامِ محبّتش شدم بى خود و مست * از قيدِ غم و شادىِ عالم رستم
در جوار مزار حضرت « « 7 » » خواجهء بزرگوار مدفون است .

[ 141 ] [ ذكر جميل ] مولانا خلقى « « 1 » »

از شاعران خوش‌ْطبع مشهور است و با خلق به خلق خوش معامله مىنمود . اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد و اين مطلعش مشهور است : مطلع
دلم تحمّلِ بسيار دور از آن گل كرد * از آن گذشت كه ديگر توان تحمل كرد
هامش
( 7 ) .Pعبارات داخل قلاب را ندارد ( 8 ) .Pقريب به عمر طبيعى رسيده بود كه به مضمون آيهء كريمهء« كُلُّ نَفْسٍ ذائِقَةُ الْمَوْتِ » *شربت ممات چشيده ، به دار الشفاى ابدى رسيد [ 140 ] : ( 1 ) .Pخدمت ( 2 ) .Pاست وHشروانى بود ( 3 ) .B« فضيلت . . . داشت » ندارد ( 4 ) .Pالتفات مىكرد ( 5 ) .Pو اين رباعى به دو منسوب است ( 6 ) .Pبه دو ( 7 ) .P« حضرت » ندارد [ 141 ] : ( 1 ) .Pشرح حال مزبور را ندارد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 188 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )