[ 129 ] [ ذكر جميل ] مولانا خوش محمّد عزيزان
[ [ از مريدان حضرت شيخ خداىداد است . و جذبهاى بر سلوكش غالب بوده و به رندى شهرتى داشته « « 1 » » ] ] ، توفيق رفيق او گشته « « 2 » » بدرقهء عنايت « « 3 » » ازلى او را « « 4 » » از حضيض رذايل بشرى به اوج فلك ملكى رسانيده . طبع نيكو داشته و اين مطلع پركار به دو منسوب است « « 5 » » :
نظم
دو ابروى ترا تا كَى سرِ دعوا به هم باشد * بفرما خال را تا در ميان آيد حَكَم باشد
در خانقاه عيشى مدفون است « « 6 » » .
[ 130 ] [ ذكر جميل ] مولانا افسرى
از بلدهء « « 1 » » كرمينه است . در خدمت عبيد الله خان مىبوده « « 2 » » و خود را در سلك مقرّبان مىنموده .
اشعار تركى و فارسى دارد و خود را در تركى ثانى نوايى خيال نموده ، ثانى تخلّص مىكرد « « 3 » » .
مصراع
ز كعبه تا سرِ كويت هزار فرسنگ است
بعضى ابيات خوب نيز دارد ، و اين مطلعش نيكو واقع شده « « 4 » » :
[ 129 ] :
هامش
( 1 ) . عبارات داخل قلاب در به اين صورت آمده : « از مشايخ جهريه است و نسبت ارادت به شيخ خداداد دارد و جذبه بر سلوك او غالب بود بسيار از اتراك مريد او بودند . در اوايل حال به رندى شهرت تمام داشت
( 2 ) .Pشده
( 3 ) .Pحيات
( 4 ) .P« او را » ندارد
( 5 ) .Pطبع موزون داشت و اين مطلع از سخنان مليح اوست
( 6 ) .Pدر قريهء عيشى در باغ خانقاهش مدفون است .Hدر خانقاه خود مدفون است
[ 130 ] :
( 1 ) .Pولايت
( 2 ) .P , Hمدّت مديد در خدمت حضرت عبيد الله خان بود
( 3 ) .Pاشعار بسيار دارد تتبّع ديوان امير قاسم نموده و جواب ديوان امير شاهى گفته و در تتبع نواحى بسيار كوشيده و خود را ثانى امير عليشير خيال نموده تخلص مىنموده
( 4 ) .Pو در ابياتش سخنان خوب پيدا مىشود اين مطلع از گفتار اوست