تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
قطعه - لمؤلفه « « 13 » »
بسى نادرْفنان بردند قانونِ شفا از تو * كه اندر چنگِ « « 14 » » ايشان بود عاجز بو على سينا كلامِ موجزت باشد مدام از شرح مستغنى * از آن نفسِ نفيسَت مىزند بر خلق استغنا
اين فقير مطالعهء طب در خدمت مولانا كرده « « 15 » » و از علوم « « 16 » » حقيقيّه نيز گذرانيده . و مولانا « « 17 » » به كتابت ميل تمام داشت « « 18 » » . اگر « « 19 » » مدّت عمر شريفش را به مجموع كتابتش موازنه كرده شود ، نزد عقل مشكل مىنمايد « « 20 » » . و فضايل جزئى را « « 21 » » ضبط كلّى نموده بود . خصوصا در فنون شعر و به قواعد آن مهارت عظيم داشت « « 22 » » . اشعار بلاغت‌آميز فصاحت انگيزش بسيار است « « 23 » » و اين مطلع او « « 24 » » بغايت صاف و روان و هموار « « 25 » » واقع شده « « 26 » » : نظم
زان رُخ آب حيات و ابروان نيلگون * كشتى اميد را « « 27 » » در گرداب غم دارم نگون
و تواريخ را نيكو « « 28 » » مىگفت و در فوت برادر فقير فريدون خواجه ، نامش را تاريخ ساخته بود « « 29 » » و لفظ " پيدا " را اسقاط نموده « « 30 » » ، اينچنين نظم كرده بود « « 31 » » : تاريخ « « 32 » »
از فريدون خواجه پيدا نيست آثار ، او كجاست * كز غمش هر لحظه از نو بر دلِ من داغهاست
و به أسلوب قواعد مولانا سيفى 48 اين مطلع را نيكو گفته « « 33 » » :
هامش
- فضايل نيز شاگردان رشيد داشته و به مرتبهء مولويت رسيده‌اند و مؤلف در وصف گفته » ( 13 ) .P« قطعه لمؤلفه » ندارد ( 14 ) .Pكه اندربين ( 15 ) .Pفقير نيز درس او خوانده‌ام ( 16 ) .P , Hو از ساير علوم ( 17 ) .K« و مولانا » ندارد ( 18 ) .P , Kمايل بود ( 19 ) .Pاكثر ( 20 ) .Pبه مجموع مكاتباتش موازنه كرده شد و عقل متحير مىگردد ( 21 ) .Pو در فضايل جزوى ( 22 ) .H , Pبتخصيص در فنون شعر مهارت كلى داشت ( 23 ) .P« اشعار . . . بسيار است » ندارد ( 24 ) .Pمطلعش ( 25 ) .P« و هموار » ندارد ( 26 ) .Pشد ( 27 ) .K , P« را » ندارد ( 28 ) .Pبسى نيكو ( 29 ) .K , Pدر فوت برادر فقير نام را تاريخ كرده ( 30 ) .H , Pنموده بود ( 31 ) .P« اينچنين . . . بود » ندارد ( 32 ) .P« تاريخ » ندارد ( 33 ) .Pگاهى تتبّع مولانا سيفى مىنمود اين مطلع از آن جمله است