فرموده « « 2 » » . فضايل بسيار داشت ، امّا « « 3 » » به واسطهء ضعف بصر فضايلش از « « 4 » » نظر اولو الأبصار پوشيده ماند . و اين دو بيت به دو منسوب است « « 5 » » :
ابيات « « 6 » »
هيچ شب نيست كه از هجرِ « « 7 » » توام ماتم نيست * بىتو روزِ منِ ماتمزده از « « 8 » » شب كم نيست
محرمى نيست كه گويد سخنِ من با او * آنكه گويد سخنِ من بر او ، محرم نيست « « 9 » »
در كبر سن فوت شد « « 10 » » .
[ 126 ] ذكر جميل افتخار « « 1 » » الأطبّاء مولانا محمّد « « 2 » »
ذات حميدهء صفاتش مجمع فضايل بود و در اكثر علوم ماهر ظاهر مىشد « « 3 » » . بيشتر اوقات شريفش « « 4 » » صرف مطالعهء طب « « 5 » » مىنمود و بر اغراض كليّاتش وقوف يافته « « 6 » » و حلّ اشكال اسباب و علاماتش كه كنوز رموز و اشارات است ، نموده « « 7 » » ؛ قانون شفاى دلهاى خسته را ساز نمودى « « 8 » » و ذخيرهء عالم عقبى ساخته ، علاج مرضى « « 9 » » طلبا لمرضات اللّه كردى . و پيوسته از كسوت ملازمت مخلوع بودى و در لباس استغنا تعيّش نمودى « « 10 » » ، به جايزه و مرسوم سلاطين التفات « « 11 » » نفرمودى .
[ [ اكثر اطبّاى زمان از شاگردان اويند . و در ديگر علوم نيز تلامذهء رشيد رسانيده بود . و اين نظم در مناقب مولاناى مذكور از مؤلّف اين اوراق است و هو هذا « « 12 » » ] ] :
هامش
( 2 ) .P , Kاز مناقبش در مجالس النفائس امير كبير عليشير كرده
( 3 ) .P« فضايل . . . امّا » ندارد
( 4 ) .Pدر
( 5 ) .Pاين دو بيت از اشعار اوست
( 6 ) .P« ابيات » ندارد
( 7 ) .B , Hدر هجر
( 8 ) .H , Bرا
( 9 ) .Pآنكه آرد سخن او بر من محرم نيست
( 10 ) .P« در كبر . . . شد » ندارد
[ 126 ] :
( 1 ) .Pمفخر
( 2 ) .Pمحمد + مزيد
( 3 ) .P« ظاهر مىشد » ندارد
( 4 ) .Pشريف را
( 5 ) .P , Hمطالعهء كتب طب
( 6 ) .P , Kبه طبع وقّاد بر اعراض كلياتش وقوف يافته
( 7 ) .Pو علامات او را كه كنون رموز آثارست نموده
( 8 ) .H , Pخسته ساز كرده
( 9 ) .P , Hمرضى + را
( 10 ) .H , Pو پيوسته از خلعت ملازمت مخلوق مخلوع بودى و در كسوت استغنا تعيش نموده
( 11 ) .Pالتفاتى
( 12 ) . عبارات داخل قلاب در به اين صورت آمده : « اكثر اطباى زمان طب را پيش مولانا خواندند و در ساير