تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 171

مساهمون:

ص١٧١

[ 123 ] ذكر جميل قدوة الأكابر « « 1 » » مير شيخ پورانى

ولد « « 2 » » شيخ نور الدّين است . اكثر علوم را مطالعه كرده بود و در بعضى تصنيف « « 3 » » نموده . و در فضايل ريزه وقوف داشت « « 4 » » بتخصيص خطوط را به نوعى مىنوشت كه جز قلم ، كسى بر حرف او انگشت نمىنهاد « « 5 » » . و در تذهيب « « 6 » » و ساير انواع نقّاشى بىبدل بود . كلك درربار گوهرنثار او « « 7 » » خطّ نسخ بر نام « « 8 » » ياقوت كشيده بود و ريحان خطّش غبار از چشم بيننده مىزدود « « 9 » » . و در مسجد چارسوى درون شهر بخارا به افادهء علوم اشتغال مىفرموده « « 10 » » . طبع لطيفش به شعر توجّه تمام داشت « « 11 » » ، اين مطلع رنگين « « 12 » » از اشعار شيرين و گفتار نمكين اوست : نظم
مجنون شنيد آيتِ و اللّيل و حال كرد * گويا حديثِ گيسوى ليلى خيال كرد
و اين رباعى نيز به دو « « 13 » » منسوب است :
چندان‌كه سرشك از نظرم خواهد رفت * خونِ جگر از چشمِ ترم خواهد رفت سر از قدمِ سگت نخواهم برداشت * در راهِ وفا اگر سرم خواهد رفت
از هفتاد متجاوز بود كه فوت نمود « « 14 » » و در جوار خواجه مولاناى « « 15 » » اصفهانى 46 مدفون است .
هامش
-مردن همين دم است مرا يادم دگر * از زود رفتنت همه روز است ماتمم وز دير مردنم همه شب ماتم دگر * لعلت نه خاتميست كه خوبان مُلكِ حسن آرند در برابر او خاتم دگر * اى ناصرى مقيّد اين خاكدان مباش زين عالم ار ملول شدى عالم دگر. در نود و سه از عالم فانى به ملك جاودانى رحلت نمود [ 123 ] : ( 1 ) .P« قدوة الأكابر » ندارد ( 2 ) .Pولد + شريف ( 3 ) .Pتصانيف ( 4 ) .P , Hو در رسايل فضايل وقوف تمام داشت ( 5 ) .Pبتخصيص خط خوب مىنوشت كه كسى را حرف قلم بر حرف او انگشت نمىنهاد ( 6 ) .Pو در تهذيب و تذهيب ( 7 ) .Pكلك درربارش ( 8 ) .Pبيام ( 9 ) .Pو ريحان خطش در نزاكت چنان غبار مىنمود و خط غبارش به مضمون « انور فى السواد » غبار را از چشم اولو الأبصار مىزدود ( 10 ) .Pو در مسجد چهار سوق شهر به درس مشغول بود ( 11 ) .Pطبع شريفش گاهى به شعر ميل مىكرد ( 12 ) .P« رنگين » ندارد ( 13 ) .Pبه او ( 14 ) .K , Pعمرش از هفتاد تجاوز نموده بود كه فوت شد ( 15 ) .P« مولاناى » ندارد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 171 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )