[ 123 ] ذكر جميل قدوة الأكابر « « 1 » » مير شيخ پورانى
ولد « « 2 » » شيخ نور الدّين است . اكثر علوم را مطالعه كرده بود و در بعضى تصنيف « « 3 » » نموده . و در فضايل ريزه وقوف داشت « « 4 » » بتخصيص خطوط را به نوعى مىنوشت كه جز قلم ، كسى بر حرف او انگشت نمىنهاد « « 5 » » . و در تذهيب « « 6 » » و ساير انواع نقّاشى بىبدل بود . كلك درربار گوهرنثار او « « 7 » » خطّ نسخ بر نام « « 8 » » ياقوت كشيده بود و ريحان خطّش غبار از چشم بيننده مىزدود « « 9 » » . و در مسجد چارسوى درون شهر بخارا به افادهء علوم اشتغال مىفرموده « « 10 » » . طبع لطيفش به شعر توجّه تمام داشت « « 11 » » ، اين مطلع رنگين « « 12 » » از اشعار شيرين و گفتار نمكين اوست :
نظم
مجنون شنيد آيتِ و اللّيل و حال كرد * گويا حديثِ گيسوى ليلى خيال كرد
و اين رباعى نيز به دو « « 13 » » منسوب است :
چندانكه سرشك از نظرم خواهد رفت * خونِ جگر از چشمِ ترم خواهد رفت
سر از قدمِ سگت نخواهم برداشت * در راهِ وفا اگر سرم خواهد رفت
از هفتاد متجاوز بود كه فوت نمود « « 14 » » و در جوار خواجه مولاناى « « 15 » » اصفهانى 46 مدفون است .
هامش
-مردن همين دم است مرا يادم دگر * از زود رفتنت همه روز است ماتمم
وز دير مردنم همه شب ماتم دگر * لعلت نه خاتميست كه خوبان مُلكِ حسن
آرند در برابر او خاتم دگر * اى ناصرى مقيّد اين خاكدان مباش
زين عالم ار ملول شدى عالم دگر. در نود و سه از عالم فانى به ملك جاودانى رحلت نمود
[ 123 ] :
( 1 ) .P« قدوة الأكابر » ندارد
( 2 ) .Pولد + شريف
( 3 ) .Pتصانيف
( 4 ) .P , Hو در رسايل فضايل وقوف تمام داشت
( 5 ) .Pبتخصيص خط خوب مىنوشت كه كسى را حرف قلم بر حرف او انگشت نمىنهاد
( 6 ) .Pو در تهذيب و تذهيب
( 7 ) .Pكلك درربارش
( 8 ) .Pبيام
( 9 ) .Pو ريحان خطش در نزاكت چنان غبار مىنمود و خط غبارش به مضمون « انور فى السواد » غبار را از چشم اولو الأبصار مىزدود
( 10 ) .Pو در مسجد چهار سوق شهر به درس مشغول بود
( 11 ) .Pطبع شريفش گاهى به شعر ميل مىكرد
( 12 ) .P« رنگين » ندارد
( 13 ) .Pبه او
( 14 ) .K , Pعمرش از هفتاد تجاوز نموده بود كه فوت شد
( 15 ) .P« مولاناى » ندارد