تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 161

مساهمون:

ص١٦١
قطعه
ز حقّ ، وصالِ ترا روز و شب همى خواهم * به حقِّ گوشه‌نشينانِ مصر و شام و عراق به خشتِ فرش حريم درِ تو مشتاقم * چنان‌كه قالبِ بىجان به جان بُوَد مشتاق « « 3 » »

[ 113 ] مولانا طالبى

از درويشان گرمرو است ، پيوسته به قدم طلب گرد سالكان مىگشته و راز را در پرده نهان مىداشته . و اين مطلع رنگين مناسب حال خود گفته : « « 1 » » بيت
پرده تا از رخِ آن پرده‌نشين وا كردم * آنچه در پرده نهان بود ، تماشا كردم

[ 114 ] مولانا باقى

از شاعران تركىگوى است و اين مطلع او « « 1 » » شهرتى دارد :
عشق اهلى آراپسند يك بيرغمزده كم در * مجنون مينيك اليمده بيراحمد بيغم دور

[ 115 ] قاضى رضائى

مولويتى تمام داشته « « 1 » » و تحصيل در هرات نموده بوده « « 2 » » ، و مدّتى در دار العلم خوارزم به منصب
هامش
( 3 ) .H , Pاين دو بيت مقدم مؤخر است [ 113 ] : ( 1 ) . شرح حال طالبى در نسخهPبه اين صورت آمده : « در اعداد طالبان معدود مىگردد و از درويشان گرمرو مىشمرند پيوسته راز دل را در پرده ادا مىكند و اين مطلع از اشعار دلفريب اوست » [ 114 ] : ( 1 ) .Pمطلعش [ 115 ] : ( 1 ) .Pشهرتى داشته ( 2 ) .B« و تحصيل . . . بوده » ندارد