تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤

فصل اوّل « * »

در ذكر جماعتى كه فقير ايشان را ملازمت كرده و به سنّ شيخوخت « * * » رسيده و در بخارا « * * * » مدفون‌اند

[ 117 ] ذكر جميل قدوة الأكابر « « 1 » » خواجه جلال الدّين هاشمى صديقى

[ [ از اكابر عظام و اولاد مشايخ كرام است و از زمان خواجه حافظ الدّين كبير منصب نامى شيخ الإسلامى در آن خاندان عاليشأن ايشان مىبوده و مىباشد « « 2 » » ] ] . طبع شريفش در سخنورى و نكته‌پرورى درجهء عليا داشت « « 3 » » ، ابياتش بغايت « « 4 » » دلپسند و معانى الفاظش بسيار بلند واقع شده « « 5 » » . اشعار لطيفش « « 6 » » از صدر تا عجز به فصاحت مايل است « « 7 » » و حشو مصارع نظيفش « « 8 » » سراسر به بلاغت شامل . گوى « « 9 » » فصاحت از ميدان بلاغت ربوده « « 10 » » و در مسودّهء اشعار يد بيضا نموده « « 11 » » .
هامش
( * ) .Pفصل اوّل از باب دوم ( * * ) .Pشيخوخه ( * * * ) .Pدر آنجا [ 117 ] : ( 1 ) .Pقدوة الأكابر و الأشراف ( 2 ) . عبارات داخل قلاب در نسخهء به اين صورت آمده : « از اكابر معتبر و اشراف مشتهر مىباشد و از زمان حضرت خواجه هاشمى حافظ الدين كبير كه جدّ بزرگوار ايشان است منصب نامى شيخ الاسلامى ولايت فاخرهء بخارا حميت عن البلاياء در خاندان شريف ايشان بوده . گويند كه اين نتيجهء دعاى يكى از بزرگان است » . ( 3 ) .H , Pداشته . ( 4 ) .P« بغايت » ندارد ( 5 ) .Pو معانيش بغايت بلند است . ( 6 ) .Pبديعش . ( 7 ) .P« است » ندارد . ( 8 ) .H , Pمصارعش . ( 9 ) .Pبه بلاغت شامل است و بتخصيص در گفتن مطالع گوى . ( 10 ) .P , Kمىربوده . ( 11 ) .Pو در قيود اجزاء يد بيضا مىنموده .