فصل اوّل « * »
در ذكر جماعتى كه فقير ايشان را ملازمت كرده و به سنّ شيخوخت « * * » رسيده و در بخارا « * * * » مدفوناند
[ 117 ] ذكر جميل قدوة الأكابر « « 1 » » خواجه جلال الدّين هاشمى صديقى
[ [ از اكابر عظام و اولاد مشايخ كرام است و از زمان خواجه حافظ الدّين كبير منصب نامى شيخ الإسلامى در آن خاندان عاليشأن ايشان مىبوده و مىباشد « « 2 » » ] ] . طبع شريفش در سخنورى و نكتهپرورى درجهء عليا داشت « « 3 » » ، ابياتش بغايت « « 4 » » دلپسند و معانى الفاظش بسيار بلند واقع شده « « 5 » » . اشعار لطيفش « « 6 » » از صدر تا عجز به فصاحت مايل است « « 7 » » و حشو مصارع نظيفش « « 8 » » سراسر به بلاغت شامل . گوى « « 9 » » فصاحت از ميدان بلاغت ربوده « « 10 » » و در مسودّهء اشعار يد بيضا نموده « « 11 » » .
هامش
( * ) .Pفصل اوّل از باب دوم
( * * ) .Pشيخوخه
( * * * ) .Pدر آنجا
[ 117 ] :
( 1 ) .Pقدوة الأكابر و الأشراف
( 2 ) . عبارات داخل قلاب در نسخهء به اين صورت آمده : « از اكابر معتبر و اشراف مشتهر مىباشد و از زمان حضرت خواجه هاشمى حافظ الدين كبير كه جدّ بزرگوار ايشان است منصب نامى شيخ الاسلامى ولايت فاخرهء بخارا حميت عن البلاياء در خاندان شريف ايشان بوده . گويند كه اين نتيجهء دعاى يكى از بزرگان است » .
( 3 ) .H , Pداشته .
( 4 ) .P« بغايت » ندارد
( 5 ) .Pو معانيش بغايت بلند است .
( 6 ) .Pبديعش .
( 7 ) .P« است » ندارد .
( 8 ) .H , Pمصارعش .
( 9 ) .Pبه بلاغت شامل است و بتخصيص در گفتن مطالع گوى .
( 10 ) .P , Kمىربوده .
( 11 ) .Pو در قيود اجزاء يد بيضا مىنموده .