تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 160

مساهمون:

ص١٦٠
بيت
اول پروانه بانكليغ كويكانيم مى پلمدى هرگز * نظر شمعى بيلاكو نكلومى روش قيلمدى هرگز

[ 111 ] شاه « « 1 » » صفى الدّين نوربخش

از اهل صفا بوده « « 2 » » و به شعر توجّه تمام مىنموده « « 3 » » . صاحب ديوان است و اشعار خوب « « 4 » » بسيار دارد و اين مطلع را بعد از قتل برادرش شاه قوام الدين « « 5 » » گفته : شعر
سياه شد ته دل « « 6 » » همچو لاله در برِ من * ز داغِ فرقتِ يارِ من و برادر من
بعد از كشته شدن آن برادر موافق ، يك برادر مخالف او مانده و با او خوش نبوده « « 7 » » ، به آن « « 8 » » تقريب اين رباعى نيكو گفته ، و هو هذا « « 9 » » : رباعى مرثيه « « 10 » »
با من دو برادرى كه بودند قرين * آن رفت به مهر و اين دگر « « 11 » » مانده « « 12 » » به كين روزى صد بار اى صفى مىكُشَدَم * نابودنِ آن برادر و بودنِ اين
[ [ و اين مطلع نيز از سخنان صافى اوست :
دور از حريمِ كوى تو شرمنده مانده‌ام * شرمنده‌ام كه بىتو چرا زنده مانده‌ام « « 13 » » ] ]

[ 112 ] قدسى ترمدى « « 1 » »

مجذوب بوده و در لباس تجرّد تعيّش مىنموده « « 2 » » ، و اين قطعه به دو منسوب است : [ 111 ] :
هامش
( 1 ) .Pشيخ ( 2 ) .Pاز سادات رى است ( 3 ) .Pبه شعر التفات داشته ( 4 ) .K , Pخوش ( 5 ) .P« شاه قوام الدين » ندارد ( 6 ) .Pنه دلى ( 7 ) .P« بعد از . . . خوش نبوده » ندارد ( 8 ) .Pهمين ( 9 ) .H , P« و هو هذا » ندارد ( 10 ) .H , P« رباعى مرثيه » ندارد ( 11 ) .Pكين يكى ( 12 ) .Bرفت ( 13 ) .H , Bعبارات داخل قلاب را ندارد [ 112 ] : ( 1 ) .Pمولانا مجدى ترمذى ( 2 ) .Pو در لباس تجريد زندگانى مىنموده