بيت
هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هركه سر « « 53 » » بتراشد قلندرى داند
با وجود كسوت درويشى در لباس ملوك سلوك مىنمود ، بدان جهت در گرد او « « 54 » » جمعى « « 55 » » اوباش مىبودهاند « « 56 » » آخر « « 57 » » به سركشى متّهم شده ، و كشته گشته . از جملهء « « 58 » » خوشطبعان مشهور است و اين مطلعش بغايت نيكو واقع شده است : « « 59 » »
عشق
عشق اهلى ايجرا كزمه كمسلكان فنا تو توب * تذوير دامى پيرلا بوقو شلدانى هوركوتوب
[ 96 ] على بيگ
از محرمان بابر « « 1 » » پادشاه بوده ، و ابيات خوب « « 2 » » و اشعار مرغوب دارد . اين « « 3 » » مطلع او نيكو واقع شده :
نظم
گفتم كه عدم گشت وجودم ز غمِ تو * گفتا كه مساويست وجود و عدمِ تو
[ 97 ] محرم كوكه
از كوكلتاشان محرم ، و از محرميان « « 1 » » همدم كامران پادشاه بوده و اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد ، و اين مطلعش منظور ارباب نظر و اصحاب بصر است :
نظم
ماه من نرگس « « 2 » » خميد از گوشهء دستارِ تو * چشمِ او ترسم كه افتد بر گلِ رخسار تو
هامش
( 53 ) .P , Kمو
( 54 ) .Bدر كردار او
( 55 ) .P , Hجمع
( 56 ) .Pمىبودند
( 57 ) .P« آخر » ندارد
( 58 ) .P« جمله » ندارد
( 59 ) .Pو اين مطلعش نيكو واقع شده
[ 96 ] :
( 1 ) .P« بابر » ندارد
( 2 ) .B« خوب » ندارد
( 3 ) .Pاين + دو
[ 97 ] :
( 1 ) .P , Hمحرمان
( 2 ) .Hتركش