تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 150

مساهمون:

ص١٥٠
بيت
هزار نكتهء باريكتر ز مو اينجاست * نه هركه سر « « 53 » » بتراشد قلندرى داند
با وجود كسوت درويشى در لباس ملوك سلوك مىنمود ، بدان جهت در گرد او « « 54 » » جمعى « « 55 » » اوباش مىبوده‌اند « « 56 » » آخر « « 57 » » به سركشى متّهم شده ، و كشته گشته . از جملهء « « 58 » » خوش‌طبعان مشهور است و اين مطلعش بغايت نيكو واقع شده است : « « 59 » » عشق
عشق اهلى ايجرا كزمه كمسلكان فنا تو توب * تذوير دامى پيرلا بوقو شلدانى هوركوتوب

[ 96 ] على بيگ

از محرمان بابر « « 1 » » پادشاه بوده ، و ابيات خوب « « 2 » » و اشعار مرغوب دارد . اين « « 3 » » مطلع او نيكو واقع شده : نظم
گفتم كه عدم گشت وجودم ز غمِ تو * گفتا كه مساويست وجود و عدمِ تو

[ 97 ] محرم كوكه

از كوكلتاشان محرم ، و از محرميان « « 1 » » همدم كامران پادشاه بوده و اشعار خوب و گفتار مرغوب دارد ، و اين مطلعش منظور ارباب نظر و اصحاب بصر است : نظم
ماه من نرگس « « 2 » » خميد از گوشهء دستارِ تو * چشمِ او ترسم كه افتد بر گلِ رخسار تو
هامش
( 53 ) .P , Kمو ( 54 ) .Bدر كردار او ( 55 ) .P , Hجمع ( 56 ) .Pمىبودند ( 57 ) .P« آخر » ندارد ( 58 ) .P« جمله » ندارد ( 59 ) .Pو اين مطلعش نيكو واقع شده [ 96 ] : ( 1 ) .P« بابر » ندارد ( 2 ) .B« خوب » ندارد ( 3 ) .Pاين + دو [ 97 ] : ( 1 ) .P , Hمحرمان ( 2 ) .Hتركش
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 150 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )