[ 77 ] مولانا ناجى
از اقرباى خواجه عبد اللّه مرواريد است در علم « « 1 » » موسيقى دست قوى داشته « « 2 » » . [ [ وقتى كه پادشاه روم سلطان سليم بن سلطان بايزيد - انار اللّه تعالى برهانهما - فتح بلاد آذربايجان نموده ، ملّا را به رسم تحفه از ديار عجم به ملك روم برده « « 3 » » ] ] . و اين مطلع آبدار نامدار « « 4 » » به دو منسوب است :
نظم
ز تابِ آتشِ هجران چنان گداخت تنم * كه تن شد اخگر و خاكستر است پيرهنم
[ 78 ] مولانا آگهى
از شاعران آگاه و خوشطبعان باانتباه بوده . [ [ شهر آشوب گفته ، در بحر و قافيهء قصيدهء خواجه خسرو - عليه الرحمة - كه به بحر الأبرار مشهور است و تمام اكابر هرى را در او ذكر كرده و هر كسى را به وجهى كه مناسب حال آن كس بوده از تشبيهات و حالات در سلك نظم كشيده . از آن جمله ميرمحمد يوسف - كه از سادات عالىشأن است و به علوّ حسب و سموّ نسب موسوم ، و ملازمت « « 1 » » حكّام را بر مداومت شغل علمى ترجيح كرده آداب علوم و حكم را « « 2 » » ] ] به طبل و علم معاوضه نموده و كمر خدمت بر ميان بسته « « 3 » » [ [ به ملازمت و مخالطت امرا و حكّام مشغولى داشته « « 4 » » ] ] - در حقّ او چنين گفته :
[ 77 ] :
هامش
( 1 ) .P« علم » ندارد
( 2 ) .K , Hداشت
( 3 ) . عبارت داخل قلاب در نسخهء به اين صورت آمده : « وقتى كه حضرت خونكار خلد الله تعالى فتح آذربايجان نموده ملا را به رسم تحفه به روم برده
( 4 ) .P« آبدار نامدار » ندارد
[ 78 ] :
( 1 ) .Bملازم
( 2 ) . عبارت داخل قلاب درP , Hبه اين صورت آمده : « قصيدهء بحر الأسرار خواجه خسرو را تتبع نموده و از هرى كسى را به وجه مناسب درو ذكر كرده ميرمحمد يوسف كه به علو و سموّ نسب موسوم بوده و ملازمت را به شغل عملى ترجيح كرده و علم و حكم را
( 3 ) . در نسخهءBبعد از كلمهء « بسته » « به ملازمت بسته » تكرار شده
( 4 ) . عبارات داخل قلاب در نسخهء به اين صورت آمده : « در ميان ملازمان هرى به ملازمت به شغل علمى مىنموده