[ 72 ] مولانا احمدى
از خوشطبعان مشهور « « 1 » » خراسان است . مزاح بر مزاج او غالب مىنموده . و اعيان هرى صحبتش را طالب مىبودهاند و به ايشان به مطايبه پيش مىآمده . وقتى كه امير كبير امير « « 2 » » على شير شيخى مزار فايض الأنوار « « 3 » » حضرت خواجه عبد اللّه انصارى - قدّس سرّه - را قبول كردهاند « « 4 » » ، به تقريب آن اين نظم را « « 5 » » گفته :
نظم
اى ميرِ كمْعنايتِ بسيارْنازِ من * گازر گهى « « 6 » » شيخِ علاقهْدرازِ من
گويند : « « 7 » » ملّا را منظورى بوده « « 8 » » در وقت گنجشكبازى زبان خود را در دهان گنجشك مىكرده « « 9 » » ، به تقريب آن اين نظم را « « 10 » » گفته :
بيت
اى زبانِ تو در دهانِ چُغوك * وز « « 11 » » زبانِ تو زنده جان چغوك
مردمان والهء چغوك شدند * احمدى واله جوان چغوك
اشعار خوب نيز دارد ، و اين بيت نامدار « « 12 » » از آن جمله است :
نظم
آگه نهاى از نالهء شبهاى اسيران * فرياد ازين خوابِ گرانى كه تو دارى
و ملّا به خوردنى ميل بسيار داشته ، سر در سر آن كرده و به امتلا مرده « « 13 » » .
[ 73 ] مولانا فردى
از ولايت تربت است ، خالى از فضيلتى نبوده « « 1 » » و اين مطلع « « 2 » » حضرت ملّا را 41 نيكو تتبّع نموده : « « 3 » » [ 72 ] :
هامش
( 1 ) . « مشهور » ندارد
( 2 ) .P , H« امير » ندارد
( 3 ) .P , H« فايض الأنوار » ندارد
( 4 ) .P , Hنمودهاند
( 5 ) .P , H« اين نظم را » ندارد
( 6 ) .Pگازر گهى + و
( 7 ) .P , H« گويند » ندارد
( 8 ) .Pبودى
( 9 ) .Pوقتى گنجشك و بازى زبان را در دهان او مىكرده
( 10 ) .H , P« اين نظم را » ندارد
( 11 ) .Bدر زبان
( 12 ) .P , H« نامدار » ندارد
( 13 ) .P , Hميل تمام داشتهاند آخر سر در سر آن كرده به امتلا گذشته
[ 73 ] :
( 1 ) .H , Pفضيلت بسيار داشته
( 2 ) .P , Hمطلع + شريف
( 3 ) . تتبع نيكو نموده