تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 129

مساهمون:

ص١٢٩

[ 72 ] مولانا احمدى

از خوش‌طبعان مشهور « « 1 » » خراسان است . مزاح بر مزاج او غالب مىنموده . و اعيان هرى صحبتش را طالب مىبوده‌اند و به ايشان به مطايبه پيش مىآمده . وقتى كه امير كبير امير « « 2 » » على شير شيخى مزار فايض الأنوار « « 3 » » حضرت خواجه عبد اللّه انصارى - قدّس سرّه - را قبول كرده‌اند « « 4 » » ، به تقريب آن اين نظم را « « 5 » » گفته : نظم
اى ميرِ كم‌ْعنايتِ بسيارْنازِ من * گازر گهى « « 6 » » شيخِ علاقه‌ْدرازِ من
گويند : « « 7 » » ملّا را منظورى بوده « « 8 » » در وقت گنجشك‌بازى زبان خود را در دهان گنجشك مىكرده « « 9 » » ، به تقريب آن اين نظم را « « 10 » » گفته : بيت
اى زبانِ تو در دهانِ چُغوك * وز « « 11 » » زبانِ تو زنده جان چغوك مردمان والهء چغوك شدند * احمدى واله جوان چغوك
اشعار خوب نيز دارد ، و اين بيت نامدار « « 12 » » از آن جمله است : نظم
آگه نه‌اى از نالهء شبهاى اسيران * فرياد ازين خوابِ گرانى كه تو دارى
و ملّا به خوردنى ميل بسيار داشته ، سر در سر آن كرده و به امتلا مرده « « 13 » » .

[ 73 ] مولانا فردى

از ولايت تربت است ، خالى از فضيلتى نبوده « « 1 » » و اين مطلع « « 2 » » حضرت ملّا را 41 نيكو تتبّع نموده : « « 3 » » [ 72 ] :
هامش
( 1 ) . « مشهور » ندارد ( 2 ) .P , H« امير » ندارد ( 3 ) .P , H« فايض الأنوار » ندارد ( 4 ) .P , Hنموده‌اند ( 5 ) .P , H« اين نظم را » ندارد ( 6 ) .Pگازر گهى + و ( 7 ) .P , H« گويند » ندارد ( 8 ) .Pبودى ( 9 ) .Pوقتى گنجشك و بازى زبان را در دهان او مىكرده ( 10 ) .H , P« اين نظم را » ندارد ( 11 ) .Bدر زبان ( 12 ) .P , H« نامدار » ندارد ( 13 ) .P , Hميل تمام داشته‌اند آخر سر در سر آن كرده به امتلا گذشته [ 73 ] : ( 1 ) .H , Pفضيلت بسيار داشته ( 2 ) .P , Hمطلع + شريف ( 3 ) . تتبع نيكو نموده