تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 130

مساهمون:

ص١٣٠
نظم
از خار خارِ عشقِ تو در سينه دارم خارها * هر دم شكفته بر رُخم زان خارها گلزارها
و فردى مذكور چنين تتبّع نموده كه « « 4 » » :
گُل گُل ترا از تابِ مىافروخته رخسارها * وز « « 5 » » حسرتِ هر گل مرا در دل شكسته خارها
و تاريخ وفات قاضى اختيار نيز خوب گفته : « « 6 » » رباعى « « 7 » »
اى مير كه زيب داشت ناموس از تو * رفتى و جهانى شده « « 8 » » مأيوس از تو تاريخِ وفاتِ تو چه گويد فردى * اى عمدهء اهلِ علم « « 9 » » افسوس از تو

[ 74 ] حافظ كمال تربتى

ولد حافظ طبيب تربتى است « « 1 » » . طب را ورزيده بوده . اشعارش خوب « « 2 » » و گفتارش مرغوب واقع شده . و به اطبّا مطايبه داشته « « 3 » » و پدر را نيز خالى نمىگذاشته . مقطّعات نيكو بسيار « « 4 » » دارد و اين قطعهء مطايبه‌آميز او « « 5 » » مشهور است : قطعه
لافِ حكمت زده جمعى ، و پريشان اكنون * خلق را جمله سروكار به ناكام افتاد قاسم و بخشى و عبد الحى و عبد الرزّاق * مرگ ازين جمله « « 6 » » چه در خاص و چه در عام افتاد
هامش
( 4 ) .P , H« و فردى . . . نموده كه » ندارد ( 5 ) .Pدر ( 6 ) .Pو تاريخ فوت اختيار را نيكو گفته ( 7 ) .H , Pتاريخ ( 8 ) .Pرفتى و جهان شده است ( 9 ) .Pفضل [ 74 ] : ( 1 ) .Pولد حافظ طيّب تربت است ( 2 ) .P , H« خوب » ندارد ( 3 ) .P , Kبه اطبّا به مطايبه معامله مىكرده ( 4 ) .P , K« بسيار » ندارد ( 5 ) .P , Kو قطعهء او ( 6 ) .K« جمله » ندارد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 130 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )