نظم
از خار خارِ عشقِ تو در سينه دارم خارها * هر دم شكفته بر رُخم زان خارها گلزارها
و فردى مذكور چنين تتبّع نموده كه « « 4 » » :
گُل گُل ترا از تابِ مىافروخته رخسارها * وز « « 5 » » حسرتِ هر گل مرا در دل شكسته خارها
و تاريخ وفات قاضى اختيار نيز خوب گفته : « « 6 » »
رباعى « « 7 » »
اى مير كه زيب داشت ناموس از تو * رفتى و جهانى شده « « 8 » » مأيوس از تو
تاريخِ وفاتِ تو چه گويد فردى * اى عمدهء اهلِ علم « « 9 » » افسوس از تو
[ 74 ] حافظ كمال تربتى
ولد حافظ طبيب تربتى است « « 1 » » . طب را ورزيده بوده . اشعارش خوب « « 2 » » و گفتارش مرغوب واقع شده . و به اطبّا مطايبه داشته « « 3 » » و پدر را نيز خالى نمىگذاشته . مقطّعات نيكو بسيار « « 4 » » دارد و اين قطعهء مطايبهآميز او « « 5 » » مشهور است :
قطعه
لافِ حكمت زده جمعى ، و پريشان اكنون * خلق را جمله سروكار به ناكام افتاد
قاسم و بخشى و عبد الحى و عبد الرزّاق * مرگ ازين جمله « « 6 » » چه در خاص و چه در عام افتاد
هامش
( 4 ) .P , H« و فردى . . . نموده كه » ندارد
( 5 ) .Pدر
( 6 ) .Pو تاريخ فوت اختيار را نيكو گفته
( 7 ) .H , Pتاريخ
( 8 ) .Pرفتى و جهان شده است
( 9 ) .Pفضل
[ 74 ] :
( 1 ) .Pولد حافظ طيّب تربت است
( 2 ) .P , H« خوب » ندارد
( 3 ) .P , Kبه اطبّا به مطايبه معامله مىكرده
( 4 ) .P , K« بسيار » ندارد
( 5 ) .P , Kو قطعهء او
( 6 ) .K« جمله » ندارد