جان را صداى تيغ تو از رنج تن رهاند * آوازِ آب زحمتِ بيمار مىبرد
مولانا واصفى 38 در تتبّع اين معنى « « 21 » » پنج غزل گفته و به الماس فكرت « « 22 » » درهاى خاص سفته ، امّا بنابر اقتصاد مطالع آن غزلها نوشته شد « « 23 » » :
نظم 1 -
گرفت تيغِ تو بر خلق راهِ رفتنِ جان * ز آبِ تيز گذشتن نمىتوان آسان
2 -
چون بر سر است تيغِ تو نتوان كشيد آه * بايد « « 24 » » به زيرِ آب نَفَس داشتن نگاه
3 -
مضطرب گردم چو گيرد در گلويم تيغ يار * در گلوى هركه گيرد آب ، گردد بىقرار
4 -
گفتى ز تيغِ من شود آخر جهان خراب * آرى جهان خراب شود عاقبت ز آب
5 -
از تنِ خاكى برآرد گرد ، هر دم آب سرد * تيغ بردار و به آبِ لطفِ خود كن دفعِ گرد « « 25 » »
و اين پنج غزل را خمسهء متحيّره نام نهاده ؛ زيرا كه اهل حسد از آن استماع متحيّر ماندهاند « « 26 » » . و قصيدهء " شتر و حجرهء " كاتبى « « 27 » » 39 را تتبّع نموده و بر هر بيت عناصر اربعه را افزوده « « 28 » » . [ [ و اين از جملهء نوادر است و پيش از او كسى در اين خيال نيفتاده . و هو « « 29 » » ] ] هذا :
مبند « « 30 » » بر شتر باد و خاك حجرهء تن * شتر در آبِ فنا ران و حجره آتش زن
برون ز حجرهء خاكم چه سود يك شتر آب * به حجره صد شتر آتش ز دست بادِ فِتَن « « 31 » »
شتر ز حجره رود همچو باد ز آتش خشم * ز بس كشد شتر از آب و خاك حجره محن
اين فقير حقير به جهت تحفهء مجلس خاقان جمشيدجاه و سلطان انجم سپاه همايون پادشاه - طاب ثراه « « 32 » » - اين قصيده را مصنوع گفته بود و ايراد عناصر اربعه « « 33 » » را در هر بيت ملتزم گشته و رباعى مصنوع از قصيدهء مشارإليه تحصيل نموده و از آن رباعى نيز مطلعى به طريق مصنوع بيرون آورده « « 34 » » . و اين « « 35 » » مطلع مقلوب مستوى است و به طريق معمّا از او دو
هامش
( 21 ) .Pملا در تتبع اين
( 22 ) .Pسخن
( 23 ) .Pو در اينجا مطالع غزلها نوشته شدهH« اما بنابر . . . شد » ندارد
( 24 ) .Pنتوان
( 25 ) .Pبرآرد گردم هردم آه سرد - تيغ بردارد به آب لطف خود را دفع كرد
( 26 ) .Pنام نهاده و اهل حسد از استماع آن متحير شدهاند
( 27 ) .Pمولانا كاتبى
( 28 ) .Pو بر هر بيتش عناصرى افزوده
( 29 ) .Pعبارات داخل قلاب را ندارد ، قبل از شعر كلمهء « قصيده » دارد
( 30 ) .Hنبند ؛Pنهيد
( 31 ) .Pز دست ما رفتن
( 32 ) .Pفقير به جهت تحفهء مجلس جمجاه همايون پادشاه
( 33 ) .P« اربعه » ندارد
( 34 ) .Pملتزم گشته و رباعى به طريق مصنوع برآورده
( 35 ) .P , Kآن