تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 113

مساهمون:

ص١١٣
[ [ و اين مطلع پركار آبدار نيز زادهء طبع ظريف و فهم لطيف اوست .
به زنجيرم چو كرد از بيقرارى دلستان من * دلِ زنجير شد سوراخ سوراخ از فغانِ من « « 6 » » ] ]

[ 54 ] املح « « 1 » » الشعراء مولانا واصفى

از شاعران مشهور « « 2 » » و منشيان پرزور « « 3 » » است . دبيران عطاردفطنت سر بر خطّ انشايش مىداشته‌اند « « 4 » » و عمال در همه حال او را مشترى بوده بازار رعايتش را كاسد نمىگذاشته‌اند « « 5 » » . طبع دقيقش جامع مجموع « « 6 » » فضل و كمال ، و صانع مصنوع « « 7 » » فكر و خيال بوده و در بحار نظم غوص « « 8 » » عميق مىنموده و درر و لآلى متلألى معانى « « 9 » » را مىربوده . و تحصيل معمّا را به تكميل رسانيده بوده و به نوعى كه بىآن‌كه اسم مذكور باشد « « 10 » » معمّاهاى مشكل 37 را به غايت « « 11 » » تسهيل مىگشوده . خدمت حافظ سلطانعلى مفتى فرمودند « « 12 » » كه خواجهء عطّار چهار معمّا به اسم " بابا " خواند و مولانا واصفى همه را شكافت بىآن‌كه اسم را ذكر كند . و اين معمّا از جمله معميّات مشهورهء اوست به اسم " بابا دوست " « « 13 » » .
هر گه كه كنم « « 14 » » نامِ خوشش را تكرار * گويم دو سه بار و باز گويم دو سه بار
هرگاه كه " دو " را " سه بار " گويند ، " بابا دو " حاصل مىشود « « 15 » » و باز " دو " را كه سه بار گويند ، لفظ « ست » بحصول پيوسته ، " بابا دوست " مىشود « « 16 » » . گويند مولانا كاتبى « « 17 » » چهارصد معنى خاص دارد كه زادهء طبع اوست « « 18 » » و يكى از آن معانى خاصّ او « « 19 » » در اين بيت واقع شده « « 20 » » :
هامش
( 6 ) .H , K , Pعبارات داخل قلاب را ندارد ( 1 ) .Pذكر جميل + املح ( 2 ) .K , Pپرزور ( 3 ) .Pمشهور ( 4 ) .Pداشته‌اند ( 5 ) .Pبازار رعايتش داشته‌اند ( 6 ) .Kمجموعه ( 7 ) .K , Pمصنوعه ( 8 ) .Pغواصى ( 9 ) . و درر لآلى معانى ( 10 ) .Pبه تكميل رسانيده بىذكر اسم ( 11 ) .H , Pبه تسهيل ( 12 ) .Pفرموده ( 13 ) .Pملّا بىذكر اسم شكافت اين معمايش به اسم بابادوست نيك واقع شده . معما به اسم بابادوست ( 14 ) .Pبكنم ( 15 ) .Pهر گه كه دو را سه بار گويد بابا حاصل مىشود ( 16 ) .B« بابا » ندارد ؛ باز كه دو را سه بار گويد شش مىشود و از شش بيت خواست ( 17 ) .Pمولانا كاتبى را گويند ( 18 ) .P« كه . . . اوست » ندارد ( 19 ) .P« خاص او » ندارد ( 20 ) .P+ است