تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 110

مساهمون:

ص١١٠
نظم
قرابختم دين اول طالع قانح كيم ساجيد يك بوسام * گهى نو شام ايا قيغه گهى باشيدين ايور و سام
وقتى كه تركمانان قندهار را محاصره كرده بوده‌اند و كار بر اهل حصار تنگ بوده ، كامران پادشاه براى استخلاص ايشان از كابل متوجّه گرديده‌اند ، قاصدى خبر مسرّت‌اثر وصول جيوش « « 15 » » منصوره را رسانيده ، مير اين مطلع پادشاه مذكور را خوانده : نظم
متيشتى قاصد جانان منكادم شكرات * بوجين ايمش كه تيريك جانغه بار اميد حيات

[ 51 ] ذكر جميل مولانا شهاب الدّين معمّائى

نسب خود را به حضرت صديق اكبر مىرسانيده رضى اللّه عنه « « 1 » » . چنانچه از قصايدش مفهوم مىشود از جملهء فضلاى مقرّر است و معتبر « « 2 » » . در « « 3 » » خدمت همايون پادشاه تقرّب تمام داشته و از اهل مجلس بوده « « 4 » » طبع مشكل‌گشايش در فنّ « « 5 » » معمّا بىنظير ، و راى صواب‌نمايش در وادى « « 6 » » شعر و انشاء دلپذير بوده . قواعد معمّا را به نظم و نثر نيكو « « 7 » » بيان كرده و در آن فن رساله‌اى نوشته « « 8 » » 36 . قصايد زيبا و اشعار دلگشا دارد « « 9 » » . و در اين بيت معنى خاص را ادا كرده است : « « 10 » » بيت
كارِ هند و همه عكس است مگر هندوى « « 11 » » شب * دردِسر داشت كه ماليد « « 12 » » به پايش صندل
هامش
( 15 ) .H , Pوقتى كه محاصره قندهار تنگ شده كامران پادشاه به استخلاص رفته قاصدى چست جيوش [ 51 ] : ( 1 ) .P , Hخود را به حضرت صديق اكبر رضى الله عنه نسبت كرده است ( 2 ) .Pاز فضلاى معتبر است ( 3 ) .K , Pبه ( 4 ) .K , Pتقرب مىجسته ( 5 ) .P« فنّ » ندارد ( 6 ) .P« وادى » ندارد ( 7 ) .K , P« نيكو » ندارد ( 8 ) .Kو در « نوشته » ندارد ( 9 ) .Pو قصايد و ابيات زيبا دارد ( 10 ) . معنى خاصه گفته ( 11 ) .K , Pهندى ( 12 ) .P« كه » ندارد ؛Kبماليد
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 110 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )