نمىنموده و به شعر التفاتى مىفرموده « « 4 » » و اين دو مطلع از اشعار دلفريب اوست : « « 5 » »
ندارد كس ز خوبان ساعدى كان نازنين دارد * ز خوبى « « 6 » » آنچه بايد ماهِ من در آستين دارد
و له « « 7 » »
اندك استغناى او عشّاق را دلْخون كند « « 8 » » * گر بقدرِ حُسن استغنا كند كس ، چون كند
[ جناب مولانا عالم كابلى دعوى كرد كه اين دو مطلع از آن من است ، بالأخره چون شاهد نداشت ، از دعوى گذشت « « 9 » » . ] .
هامش
( 4 ) .P« و اوقات . . . مىفرمود » را ندارد
( 5 ) .Pو اين دو از اشعار غريب و دلفريب اوست ،B« دو » ندارد
( 6 ) .K , Pخوبان
( 7 ) .P« وله » ندارد
( 8 ) .Pقربان كند
( 9 ) .Bعبارات داخل [ ] را ندارد ، براساسPافزوده شد