تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 65

مساهمون:

ص٦٥
نظم
چو به طفليش بديدم ، بنمودم اهلِ دين را * كه شود بلاى جانها به شما سپردم اين را
اكنون ثمرهء آن نظر خيراثر ظاهر گشته است كه قدم « « 20 » » در جادّهء ارشاد نهاده ، طلّاب را به قلّاب محبّت كشيده و هدايت مىنمايد . نظم « « 21 » »
پادشاهى ( 7 ) ذوقِ معنى بردن است * نى به جور و ظلم دنيا خوردن است
يوسف خان كه از مقرّبان آن پادشاه « « 22 » » بود ، گفت كه : گاهى يك روز تمام حال بر پادشاه غلبه مىكند چنان « « 23 » » كه به خود نمىتواند پرداخت و در اوقات نماز به شعور مىآيد و چون فارغ مىشود باز به همان حال خود « « 24 » » عود مىكند . گاهى به شعر توجّهى مىنمايد « « 25 » » و اين مطلع لطيف « « 26 » » به آن پادشاه « « 27 » » شريف منسوب است : نظم
دلم بگرفت از كارِ جهان ، ساقى بده جامى * كه يك ساعت بيايد اين دلِ سرگشته آرامى
سنّ شريفش از پنجاه و پنج تجاوز نموده ، اميد است كه در تزايد باشد . إن شاء اللّه تعالى « « 28 » » .

[ 17 ] ذكر جميل ميرزا ابو القاسم بن محمّد « * » كامران پادشاه

صورت خوش و سيرت دلكش دارد . آثار كامرانى و رياست از طالع همايونش پيداست ، و فرّ كشورستانى و فراست از اطوار موزونش هويداست . و به واسطهء مصالح امور ملكى ذات ملكى صفاتش « « 1 » » در قلعهء گواليار - كه حصن حصين و حصار متين بلاد هند است - محبوس گشته « « 2 » » مصراع
چون عندليبان قفس درمانده از گفتارِ خود
و باوجوداين حال پيوسته به كسب « « 3 » » كمال مشغول بوده و اوقات شريف را ضايع
هامش
( 20 ) .Kاكنون اثر نظر خير ثمر ظاهر گشته قدم ( 21 ) .Pمثنوى ( 22 ) .Pپادشاهان ؛Kكه يكى از مقربان پادشاه ( 23 ) .P« چنان » ندارد ( 24 ) .Pباز همان حال ( 25 ) .K« گاهى . . . مىنمايد » ندارد ( 26 ) .Pشريف ( 27 ) .Pبه پادشاه ( 28 ) .P , H« سنّ . . . تعالى » ندارد ( * ) . « محمّد » ندارد ( 1 ) .Pمصلحت ملكى ذات و صفاتش ( 2 ) .Pبوده ( 3 ) .Pكسب + و
مذكر احباب ( فارسى ) — صفحة 65 | نجيب مايل هروى / سيد حسن خواجه نقيب الاشراف بخاري ( نثارى )