بود « « 4 » » . و فضلا و صلحا تربيت مىنمود « « 5 » » و به خط خوب بسى ميل داشت « « 6 » » و مىشناخت و در گرد كردن « « 7 » » كتب سعى بليغ مىفرموده وقتى كه پادشاه در بنگاله بوده « « 8 » » فى الجمله خللى در مملكت روى نموده « « 9 » » و اعدا آغاز مخالفت كردهاند بنابر مصلحت « « 10 » » ملكى خطبهء شهريارى « « 11 » » به نام خود خوانده ملقب به پادشاه گشته و شيخ پول را كه معتقد همايون « « 12 » » پادشاه بوده به جهت ضبط ملك « « 13 » » كشته .
بيت
رخنهگرِ « « 14 » » مُلك سرافكنده بِه * لشكرِ بدعهد پراكنده بِه
و بعد از مراجعت پادشاه باز « « 15 » » كمر خدمت بر ميان بسته و در خيل ملازمان به طريق سابق در خدمت « « 16 » » مشغول بوده و مدّتى در بدخشان به امر پادشاه حكومت مىكرده « « 17 » » طبع سليم و ذهن مستقيم داشته « « 18 » » و اين رباعى را بغايت نيكو فرموده است « « 19 » » .
رباعى
زان قطرهء شبنم كه نسيمِ سحرى * از ابر جدا كند به صد حيلهگرى
تا بر رُخ گل چكاند اى رشكِ پرى * حقّا كه هزار بار پاكيزهترى
و در آن « « 20 » » جنگى كه ميان برادران « « 21 » » واقع شده ، كشته گشته ، و شهادت يافته « « 22 » » .
[ 15 ] ذكر جميل ابراهيم ميرزا بن سليمان شاه ميرزا « « 1 » »
ابن خان ميرزا بن سلطان محمود ميرزا « « 2 » » بن سلطان ابو سعيد گوركان « « 3 » » . ميرزا ابراهيم مذكور « « 4 » » ، پادشاهزادهء خوشطبع بوده « « 5 » » و به صحبت فضلا ميل تمام داشته « « 6 » » و در سخنورى و سخندانى « « 7 » »
هامش
( 4 ) .P« و كمان . . . بود » ندارد
( 5 ) .P , Kو مربى فضلا و مقوى صلحا بوده
( 6 ) .Pميل خاطر مىنموده
( 7 ) .K , Pجمع كردن
( 8 ) .Pدر بنگاله توقف نمودند
( 9 ) .P« فى الجمله . . . نموده » ندارد
( 10 ) .Pمصلحتى
( 11 ) .P« شهريارى » ندارد
( 12 ) .P« همايون » ندارد
( 13 ) .Pمملكت
( 14 ) .Pرخنهگرى
( 15 ) .P« باز » ندارد
( 16 ) .K , Pملازمان به خدمت
( 17 ) .H , Pدر بدخشان حكومت مىنموده
( 18 ) .Pطبع خوب داشته
( 19 ) .Pاين رباعى را نيكو گفته
( 20 ) .P« آن » ندارد
( 21 ) .Pدو برادر
( 22 ) .H , Pمقتول گشته
( 1 ) .H , Pذكر جميل ميرزا ابراهيم بن سليمان پادشاه
( 2 ) .Pمحمود
( 3 ) .Pابو سعيد خان
( 4 ) .P« ميرزا . . . مذكور » را ندارد
( 5 ) .P« بوده » ندارد
( 6 ) .Pو به فضلا مايل
( 7 ) .P« و سخندانى » ندارد