تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 879

مساهمون:

ص٨٧٩
پادشاه به عهده داشته و در انجا مقيم بوده است تا مراقب مصالح كار باشد و امور مربوط به آن حاكم يا امير را انجام دهد وكيل گرفتن / 341 وكيل خرج - كسى كه مخارج خانه‌اى به عهده او سپرده شده / 638 ولولهء لشكر وحشم / 356 * * * همزاد - همسن ، همسال / 89 - 618 718 همسراى - همسايه / 732 - 733 همكاسگى / 131 همه تن زبان گشتن چون دراى / 135 هنيئه - گوارا / 38 هوا گرفتن « 1 » - عاشق شدن هوس كردن / 127 - 519 - 734 هواى صحيح / 534 هواجر جمع هاجره - شدت گرما / 28 هواجس جمع هاجسه - خطرات شيطانى كه در دل گذرد / 21 هوا چون جامهء خطيب سياه گشت / 736 هوس كردن / 745 ( مرا هوس گرمابه مىكند ) « 2 » * * * يأجوج فتن - آتش‌افروز فتنه‌ها / 76 ياددادن - يادآورى كردن / 191 - 300 يخ آب به سكون خاء - آب يخ / 509 يكران امكان با اضافه / 532 يكسوارى - از مناسب فرودست و پايين لشكرى است / 554 يكسوار - / 130 يك عجايب / 699
هامش
( 1 ) -هر كه هوا گرفت و رفت از پى آرزوى دل * گوش مدار سعديا بر خبر سلامتش( 2 ) - از عالم . . .آرزو مىكندم شمع صفت پيش وجودت * كه سراپاى بسوزند من بىسر و پاراپايان