تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 866

مساهمون:

ص٨٦٦
فروگرفتن - احاطه كردن / 410 فروگذاشتن - صرف‌نظر كردن / 33 فرود آمدن ( به كسى ) - سر فرود آوردن و رام شدن / 706 فسيح ( رجاى فسيح ) - گشاده فصالى - فصال « 1 » + ياى مصدرى - آنكه به طمع جايزه وصله مردم را مدح مىكند و به اين معنى لفظ دخيل است / 135 - لغت‌نامه فضله به ضم يا فتح اول و فتح لام - بقيه ، بازمانده ، زائد / 134 فضول - افزونى / 69 فضيحت كردن ( كس را ) - رسوا كردن 149 716 - 717 فضيحت گرديدن - رسوا شدن / 717 فضيحت گرداندن - رسوا كردن / 114 فظاظت به فتح اول و چهارم - درشت‌خويى / 391 فغفور - بغپور ، پسر خدا ، لقب پادشاهان چين / 59 فلح با دو فتحه - فلاح و فوز / 464 - 625 فوات به فتح - درگذشتن / 288 - 601 - 603 616 فوات جامه / 627 فورت به فتح اول - شدت و جوش خشم / 127 فوز - رستن ، نجات ، رهايى / 57 * * * قائد - پيشوا ، رهبر / 615 قائم كردن - درست كردن ، برپاداشتن 593 قائد قضا ، به كسر دال - پروردگار / 615 قادر شدن ( به چيزى ) « 2 » - دست يافتن و دست دادن / 110 قاذورات جمع قاذوره - پليدى و نجاست و در اصل لغت گناه و زشت‌كارى آشكار است چون زنا و غير آن / 425 قار / 629 - قبر قاصد آمدن ( به جهت كارى ) - به قصد انجام كارى آمدن 263 قاصدان - بدخواهان 173 قبض كردن - گرفتن : تصرف كردن قبض - تنگدلى 531 قبضه - كف دست 227 قديم عهد با سكون چهارم 320 قراضه - پول خرد 117 - 140 - 150 قرار دادن - مواضعه و قرار گذاشتن 49 قراد با تشديد دوم - نگاهدارنده كپى و ميمون 629 قرآن - مطلق كتاب آسمانى و اينجا مقصود اوستاست / 215 قرن به كسر اول - نظير ، مانند ، همسر / 301 قرطبانى ( قرطبان + ياى مصدرى ) -
هامش
( 1 ) -صف‌هاى مرغان كن نگه در صفه‌هاى بزم شه * چون عندليبان صبحدم فصال گلزار آمده( خاقانى ) ( 2 ) - چون قادر بودننگويم كه بر آب قادر نىاند * كه بر شاطى نيل مستسقىاند( سعدى )
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 866 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )