تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 869

مساهمون:

ص٨٦٩
نمىگذاشتى ) - نمىگذاشتى كه بخوابند / 265 گذاشتن - رها كردن / 372 گذرندگان - عابرين 202 گران‌خوار ( صفت آب ) - بدگوار 387 گران‌جان ؛ به سكون چهارم 470 گران شدن سر بر گردن - زيادى كردن سر بر گردن / 373 گربز به ضم اول و سوم - مكار ، حيله‌گر / 10 گرد اطراف جهان گشتن با اضافه 152 گرسنه چشم به سكون‌ها 100 گرفتن ( خانه ) - محاصره كردن 93 گرفتن - عقوبت كردن 535 گرفت - مؤاخذه و غضب 357 گرگين به فتح اول - آنكه جرب دارد 579 گرم‌شكم به سكون ميم - شكم‌باره / 103 گرمگاه - ظهر 427 - 613 - 656 گرم كردن اسب - تند كردن اسب 412 گرم و سرد چشيدن « 1 » - تجربه يافتن 590 - 609 گروهه - گلوله 598 گرو بستن ( در چيزى ) 642 گرو كردن ( بر كسى ) - گرو گذاشتن نزد كسى 240 گرو كردن به ( وردابه گرو كرد ) 68 گروهه در خم كمان آوردن 598 گزاردن - تأديه كردن 402 گشاد - گشودن 669 گشادن از سر چيزى - سر چيزى را گشادن 257 گشاد تير ، بكسر دال - رهائى تير / 357 گشاد يافتن تبر - رها شدن تبر 356 گشودن گور - نبش قبر 707 گلغونه - گلگونه 526 گنج‌انديش / 73 گندنا - تره گنگ ساختن - اعجمى كردن 150 گواه گذراندن - معرفى شاهد كردن 341 گوربانى - ملازمت گور 706 گوش گشادن - آماده قبول و اطاعت بودن 624 گوگرد سپيد - كنايه از منى 610 گوى گريبان با اضافه اول به دوم 167 گوى باختن - چوگان بازى كردن 334 گوى زدن 334 * * * لابه - فريب 699 لاف‌زن 188 لالا - نام گياهى است كه بخور آن دفع علت بواسير كند و شايد صورتى است از لاله ( - لال : سرخ + ه نسبت و بيان رنگ چون سپيده و زرده و بنفشه و الف نيز در آخر لالا مفيد معنى نسبت و رنگ است ) 193 لئيم‌ظفر - از عالم بىناخن و بدناخن ، 609 لباقت به فتح اول - زيبارويى 741 لجاج به كسر اول - ستهيدن و پيكار كردن
هامش
( 1 ) -اى سرد و گرم دهر كشيده( مسعود سعد )