نمىگذاشتى ) - نمىگذاشتى كه بخوابند / 265
گذاشتن - رها كردن / 372
گذرندگان - عابرين 202
گرانخوار ( صفت آب ) - بدگوار 387
گرانجان ؛ به سكون چهارم 470
گران شدن سر بر گردن - زيادى كردن سر بر گردن / 373
گربز به ضم اول و سوم - مكار ، حيلهگر / 10
گرد اطراف جهان گشتن با اضافه 152
گرسنه چشم به سكونها 100
گرفتن ( خانه ) - محاصره كردن 93
گرفتن - عقوبت كردن 535
گرفت - مؤاخذه و غضب 357
گرگين به فتح اول - آنكه جرب دارد 579
گرمشكم به سكون ميم - شكمباره / 103
گرمگاه - ظهر 427 - 613 - 656
گرم كردن اسب - تند كردن اسب 412
گرم و سرد چشيدن « 1 » - تجربه يافتن 590 - 609
گروهه - گلوله 598
گرو بستن ( در چيزى ) 642
گرو كردن ( بر كسى ) - گرو گذاشتن نزد كسى 240
گرو كردن به ( وردابه گرو كرد ) 68
گروهه در خم كمان آوردن 598
گزاردن - تأديه كردن 402
گشاد - گشودن 669
گشادن از سر چيزى - سر چيزى را گشادن 257
گشاد تير ، بكسر دال - رهائى تير / 357
گشاد يافتن تبر - رها شدن تبر 356
گشودن گور - نبش قبر 707
گلغونه - گلگونه 526
گنجانديش / 73
گندنا - تره
گنگ ساختن - اعجمى كردن 150
گواه گذراندن - معرفى شاهد كردن 341
گوربانى - ملازمت گور 706
گوش گشادن - آماده قبول و اطاعت بودن 624
گوگرد سپيد - كنايه از منى 610
گوى گريبان با اضافه اول به دوم 167
گوى باختن - چوگان بازى كردن 334
گوى زدن 334
* * * لابه - فريب 699
لافزن 188
لالا - نام گياهى است كه بخور آن دفع علت بواسير كند و شايد صورتى است از لاله ( - لال :
سرخ + ه نسبت و بيان رنگ چون سپيده و زرده و بنفشه و الف نيز در آخر لالا مفيد معنى نسبت و رنگ است ) 193
لئيمظفر - از عالم بىناخن و بدناخن ، 609
لباقت به فتح اول - زيبارويى 741
لجاج به كسر اول - ستهيدن و پيكار كردن
هامش
( 1 ) -اى سرد و گرم دهر كشيده( مسعود سعد )