تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 865

مساهمون:

ص٨٦٥
غرور خريدن - گول خوردن ، فريب خوردن 751 غصه در دل گرفتن ، از عالم كينه در دل گرفتن 630 غلط افتادن ( كسى را ) - اشتباه كردن 215 غلطيدن سر - به باد رفتن سر / 623 غضاضت به فتح اول - خوارى ، برافتادن از پايهء خود 441 غلاظ و شداد ، تركيب عطفى است هر دو به كسر اول جمع غليظ و شديد مأخوذ است از آيه
« عَلَيْها مَلائِكَةٌ غِلاظٌ شِدادٌ »
( - درشتخو و قسى القلب ) غمازى كردن مشك ، از عالم . آينه غماز نبود چون بود / 580 غمرات به فتح اول و دوم جمع غمره - بسيارى آب / 309 غور و كوه ، غور - زمين فرورفته و پست مقابل نجد 64 غنيمت بارد 28 غوغا كردن ( كسى را ) - بر كسى شوريدن 364 غوغا - مردم غوغائى / 511 - 551 - 680 غيرت بردن - حسد كردن / 52 فاضل آمدن - زياد آمدن / 67 فايده برداشتن - بهره برداشتن 263 فتنه شدن - مفتون شدن ، عاشق شدن / 200 256 - 677 فتنه گردانيدن - مفتون گردانيدن / 683 فدا به كسر اول - بنده بها ، برده‌بها / 595 فرا آب دادن خود را - خود را غرق كردن 455 فراخ‌دستى - دست‌ودل بازى 26 فراداشتن - گزارش كردن 561 فراز كردن - بستن 123 - 513 فراز كردن - پيش آوردن 547 - 707 فرح به فتح اول و كسر دوم - شادمان / 173 فرصت نگاه داشتن - مترصد بودن 15 533 فرمان كسى كردن - اطاعت كردن / 698 - 699 فرورفتن - احاطه كردن ، دستگير كردن 90 فروشدن - داخل شدن / 126 فروشدن در كوى / 140 فرودستان / 388 فرومردن ( آتش ) - خاموش شدن / 208 فروختن ( خويش را ) - به دروغ نمودن و نشان دادن / 209 فروبردن - حفر كردن / 225 فروكردن ( سراپرده ) - جمع كردن و برچيدن / 63 فروگرفتن - تنزل كردن و كاسد شدن 45 فروگرفتن - تسخير كردن ، به دست آوردن / 299 فروگرفتن - دستگير كردن / 295 - 296 298 - 506 - 573 فروگرفتن ( خانه ) - محاصره كردن / 508
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 865 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )