تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 862

مساهمون:

ص٨٦٢
صفهء بار - سكوى مخصوص سلطان در تالار بار عام 550 صلب به ضم اول - درشت و سخت ، استخوان پشت از دوش تا بن سرين 48 صلابت - محكمى ، استحكام 181 صلب كردن به فتح اول - بردار كردن 103 - 525 صنايع جمع صنيعه - احسان 621 صنعت كردن - جعل كردن 546 صورت - چگونگى و حال 674 صورت‌بين - طالع‌بين و قيافه‌شناس 74 صهريج به كسر اول معرب ساروج - حوض آب ، آبگير 629 ضره به فتح اول و تشديد راى مفتوح - هوو و انباغ 730 ضرير گشتن - كور شدن 597 ضرير - كور 273 ضعيفه - زن ، زوجه ، ناقص‌عقل 630 - 660 - 681 - 714 ضعيف‌دل - به سكون فاء 406 ضياع جمع ضيعه - ديه و مزرعه و زمين و آب و درخت 76 - 633 ضياع به فتح اول - هلاك ، تباه شدن ، تلف گرديدن 76 طاعت داشتن - مطيع بودن / 431 طاق شدن طاقت - بىطاقت شدن 415 طالع وقت - برجى كه وقت سؤال چيزى از افق شرقى نمودار باشد 337 طالب - حريف جنگى 620 طافح - سياه مست 613 طايفهء نااهلان كه مگس « 1 » شيرينى طمع و پروانهء آتش اميد باشند 473 طبق ريختن - ساختن ظرف از فلز 95 طپانچه - سيلى 617 طپيدن - اضطراب داشتن و خشمگين بودن 50 طحلب به ضم اول و سوم يا فتح سوم - خزه و سبزى كه بر روى آب راكد جمع مىشود 200 طرار - كيسه‌بر و حيله‌گر 125 طرائف جمع طريفه - چيزهاى لطيف و پسنديده و نو 541 طريقى كردن - حيله‌اى به كار بستن طعنه - نيزه 539 طلا به كسر اول - هرچه انرا درمالند بر جائى ، دوايى رقيق كه بر عضو مالند و از ضماد رقيق‌تر است 200 طره به ضم اول و تشديد ثانى - زلف و موى پيشانى 641 طيبت كردن - مزاح كردن 481 طيره شدن 157 ( بطيره شدن ) طيلسان به فتح اول و تثليث سوم معرب تالشان يا تالسان - نوعى از رداء كه خطيبان و قاضيان بر دوش اندازند ، فرجى بىآستين
هامش
( 1 ) -اين دغل دوستان كه مىبينى * مگسانند گرد شيرينى( سعدى )
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 862 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )