برهان اين معنى طلبد در زير تخت نگاه بايد كرد « 1 » تا كمال عفت و « 2 » صدق نيت بنده او را روشن شود . و چون شاه در زير تخت نگريد « 3 » و آن مار را بديد خداى را عزوجل « 4 » بر سلامتى ذات « 5 » آن خدمتگار مشفق « 6 » شكرها گفت « 7 » و برادران « 8 » او را بر آن نصيحت كه واجب داشتند « 9 » احماد « 10 » فرمود و جمله را تشريف داد ، و بعد از آن هرگز در هيچ كار تعجيل ننمود و بناى كار دولت « 11 » خود بر ثبات و تأنى نهاد والسلام « 12 » .
حكايت ( 6 ) آوردهاند كه دانشمندى بود در شهر هرات « 13 » ، از معارف و مشاهير آن خطه « 14 » و سرايى خوش داشت . و در وقتى كه سلطان محمود رحمه اللّه « 15 » به هرات خراميده بود عبد الرحمن خال به سراى آن پير « 16 » فرود آمده بود ، و اين عبد الرحمن خال از خواص سلطان بود .
روزى در مجلس بزم به خدمت سلطان عرضه داشت كه : سرايى كه بنده در آن نزول كرده است ملك پيرى است كه خود را به اسم دانشمندى بر خلق عرضه مىكند . و در آنجا خلوتخانهايست كه شب آن پير در آنجا رود و تا روز برون نيايد . وقتى من « 17 » پرسيدم كه او « 18 » در آنجا چه كند ؟
هامش
( 1 ) - مپ 2 : فرمايد
( 2 ) - مپ 2 - عفت و
( 3 ) - مج : نگريست
( 4 ) - مپ 2 : خداى عزوجل را ، مج - عزوجل
( 5 ) - مج - ذات
( 6 ) - مپ 2 - بر سلامتى ذات آن خدمتگار مشفق
( 7 ) - مج : شكر كرد
( 8 ) - مپ 2 - و برادران
( 9 ) - مپ 2 - بر آن نصيحت كه واجب داشتند
( 10 ) - مپ 2 : محمدت
( 11 ) - مپ 2 - دولت
( 12 ) - مپ 2 - والسلام
( 13 ) - مپ 2 + كه
( 14 ) - مپ 2 + بود
( 15 ) - مپ 2 - رحمه اللّه
( 16 ) - مج : دانشمند
( 17 ) - مپ 2 - وقتى من
( 18 ) - مج - او