براى زادن نور سعادت « 1 » * شب آبستن بود مانند داهى
خورم سوگند اگر دارد به عالم * چنين دستور هرگز هيچ شاهى
ملكفر « 2 » ، شه « 3 » نشانى ، خصم بندى * سليمانهمت ، آصف پايگاهى
هميشه تا شود از سرفرازى * بهر گاهى مزين تخت « 4 » و گاهى
مبادا مسند اقبال خالى * ز ذات بىنظيرش هيچ گاهى « 5 »
حسودش گر « 6 » چو نقره زخم خوارست * گدازان باد همچون زر به كاهى
هامش
( 1 ) - مج : سعودش
( 2 ) - مپ 2 : خور ، مج - فر
( 3 ) - مج : فرشته
( 4 ) - مج : بحر
( 5 ) - نسخهء مج اين بيت را ندارد
( 6 ) - مج : كو