حسن گفت : اين سهل « 1 » است ، بفرماى تا من طاهر را در پيش « 2 » خدمت « 3 » تو گردن بزنم . مأمون گفت : اين نيز هم مصلحت نيست ، چه بسيار خلل در ملك به سبب « 4 » اين سياست پديد آيد . حسن خادم در سر « 5 » مر « 6 » طاهر را خبر كرد « 7 » ، و طاهر « 8 » در شب به نزديك احمد ابو خالد شد و حال تقرير كرد و گفت :
تدبيرى ساز هرچند زودتر از پيش او دور تر روم « 9 » و « 10 » از دور او را اطاعت مىدارم « 11 » و خدمت مىكنم . احمد « 12 » گفت : كجا خواهى « 13 » تا « 14 » از جهت تو مقرر كنم . طاهر گفت : خراسان كه هواى آن صحيح است ، و نسيم آن عليل و دخل آن كثير است و تبعهء « 15 » آن قليل « 16 » . روز ديگر احمد ابو خالد به نزد مأمون آمد و گفت : دوش بنده را دل به نظم « 17 » حال خراسان نگران مى « 18 » بود و در انديشهء آن بودم « 19 » كه « 20 » اگر خصمى پديد آيد « 21 » دفع آن چگونه « 22 » ميسر شود « 23 » . مأمون گفت : مدتيست تا من هم درين انديشهام تدبير آن چيست ؟
احمد گفت : بنده را در خاطر مىآيد كه اگر « 24 » طاهر حسين را نامزد كنيم و
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج + كارى
( 2 ) - مپ 2 - پيش
( 3 ) - مج - خدمت
( 4 ) - مپ 2 : بدين سبب ، مج : از
( 5 ) - مپ 2 : شب
( 6 ) - مپ 2 - مر
( 7 ) - مپ 2 + كه همچنين است
( 8 ) - مپ 2 + هم
( 9 ) - متن و مج :
به زودى مرا از پيش او دور تر فرست
( 10 ) - متن و مج : تا
( 11 ) - مپ 2 - مىدارم
( 12 ) - مج + ابو خالد
( 13 ) - مج + رفت
( 14 ) - مج :
كه
( 15 ) - بنياد : خرج
( 16 ) - مپ 2 - و نسيم آن عليل و دخل . . .
آن قليل
( 17 ) - مج : به غم ، مپ 2 : نظر در
( 18 ) - مپ 2 - مى
( 19 ) - مپ 2 : و مىانديشيدم ، مج : انديشه مىكردم
( 20 ) - مج - كه
( 21 ) - مج + از آن
( 22 ) - مج - چگونه
( 23 ) - مج : نشود
( 24 ) - مپ 2 و مج - اگر