بيت
بنده چو با حكم كردگار بسازد * بىغم و رنجش خداى كار بسازد
حكايت ( 3 ) چنين آوردهاند كه در كوفه صرافى بود متمول « 1 » و با ثروت ، و با وفور نعمت « 2 » مروتى بكمال و سخاوتى بغايت « 3 » داشت و او را با عوانى دوستى بود ، و اين صراف در حق او « 4 » به كرّات انعام و احسان مبذول داشته ، چون در كوفه فتنهها پديد آمد آن عوان در آن فتنهها خود را ظاهر كرد و « 5 » خوارج را « 6 » معاونت و مظاهرت « 7 » نمود . چون مصعب بن « 8 » زبير بر آن ولايت والى شد آن « 9 » عوان در وثاق اين صراف متوارى شد و مدتى مديد و عهدى بعيد متوارى « 10 » بماند ، و بر دستگاه و نعمت « 11 » صراف وقوفى تمام يافت ، تا آنگاه كه حجاج به كوفه آمد و مصعب را بكشت و كوفه را « 12 » بگرفت ، آن عوان به خدمت حجاج پيوست و در نوبت « 13 » او « 14 » آثار كفايت ظاهر گردانيد ، و « 15 » روزى حجاج او را گفت : كه آخر از كفايت و كاردانى « 16 »
هامش
( 1 ) - متن و بنياد : متومل
( 2 ) - مپ 2 - با وفور نعمت
( 3 ) - متن - به كمال و سخاوتى به غايت ، مج : با كمال و فتوتى به غايت
( 4 ) - مج : اين عوان
( 5 ) - مج : گردانيده بود ، متن و بنياد - در حق او به كرات انعام . . .
ظاهر كرد و
( 6 ) - متن و مپ 2 و بنياد - را
( 7 ) - مپ 2 : مناصرت
( 8 ) - مپ 2 - ابن
( 9 ) - متن - آن ، مج : اين
( 10 ) - مپ 2 - مديد و عهدى بعيد + آنجا
( 11 ) - مپ 2 و مج - و نعمت
( 12 ) - متن و مج - را
( 13 ) - بنياد + دولت
( 14 ) - مپ 2 - و در نوبت او
( 15 ) - مپ 2 و مج - و
( 16 ) - مپ 2 - و كاردانى ، مج : كاردارى