تو هيچ توفيرى نخواهد بود ؟ اگر از مخالفان كسى را مىشناسى « 1 » اعلام بايد داد تا تدارك آن كرده شود « 2 » . آن عوان كافرنعمت گفت : امير در دولت باقى باد « 3 » . اينجا « 4 » صرافى است ، مردى متمول « 5 » باثروت ، و سبب غنا « 6 » و ثروت او آنست كه « 7 » شش هزار دينار مصعب به دست او امانت بوده است . حجاج به احضار آن صراف « 8 » مثال فرمود ، و فرمود تا او را به تكليف و تعنيف بياوردند « 9 » و در مطالبه كشيدند و انواع بلا بر وى رسانيدند . او گفت « 10 » : مرا « 11 » به خدمت حجاج بريد . چون او را در پيش حجاج آوردند « 12 » ، حجاج « 13 » گفت : مال مصعب بگزار و خلاص ياب « 14 » . آن مرد « 15 » گفت : امير را بقا باد « 16 » ، مصعب را « 17 » به نزديك من امانتى نيست و من متصرف او نبودم « 18 » . حجاج گفت : فلان عوان چنين تقرير « 19 » مىكند . گفت : آرى گناه من همين قدر بيش نبوده است كه دو سال او را مخفى « 20 » داشتهام و درين مدت خرج « 21 » از وى و فرزندان وى
هامش
( 1 ) - مپ 2 : دارى
( 2 ) - مپ 2 و مج - تا تدارك آن كرده شود
( 3 ) - مپ 2 - امير در دولت باقى باد
( 4 ) - متن و بنياد : در آنجا
( 5 ) - مپ 2 - مردى متمول
( 6 ) - مج : غنيمت
( 7 ) - مپ 2 - سبب غنا . . .
آنست كه
( 8 ) - مپ 2 : او
( 9 ) - مپ 2 - و فرمود تا او را . . .
بياوردند
( 10 ) - مپ 2 : چون بياوردند و در مطالبت و عقوب كشيدند
( 11 ) - متن - مرا
( 12 ) - مپ 2 و مج - مرا به خدمت حجاج . . . آوردند
( 13 ) - مپ 2 و مج + او را
( 14 ) - مج : تا خلاص يا بى
( 15 ) - مپ 2 - آن مرد
( 16 ) - مپ 2 + مال
( 17 ) - مپ 2 - را
( 18 ) - مپ 2 - و من متصرف او نبودم ، مج : و من خازن او نبودهام
( 19 ) - مپ 2 - تقرير
( 20 ) - مج : در خانهء خود مختفى
( 21 ) - مپ 2 : نعمت