خداش بر وى سلام كرد . سلم از وى « 1 » سؤال كرد « 2 » كه « 3 » تو از كجايى ؟
خداش نام و نسب خود را پوشيده « 4 » داشت تا از حال زن خود تعرفى كند .
پس « 5 » اشعار انشاد « 6 » مىكردند در اثناى آن سلم اين ابيات بگفت « 7 »
شعر
أغبت « 8 » عن الرباب و هام سلم * بها و لها بعرسك « 9 » يا خداش
فيالك بعل جارية هواها * صبور حين تضطرب الكباش « 10 »
و كنت بها أخاظماء « 11 » شديد * و قدير وى عن الظماء العطاش
فإن ارجع و يأتيها خداش * سيخبره « 12 » بما لاقى « 13 » الفراش
خداش ازين ابيات صورت حال زن خود تمام روشن گردانيد پس شتر نزد او راند و گفت : اى برادر ، حال خود را حكايت كن . سلم گفت : چنان اتفاق افتاد كه وقتى مرا نظر بر رباب افتاد كه زن خداش است و به يك نظر دل من هوا گرفت و آتش عشق در ضمير من مشتعل شد ، و حال خويش با وى حكايت
هامش
( 1 ) - مپ 2 - از وى
( 2 ) - مپ 2 و مج : پرسيد
( 3 ) - مج - كه
( 4 ) - مپ 2 : خود مخفى
( 5 ) - متن و بنياد + نام و ، مج + نام و نسب خويش بگردانيد ، آنگاه روان شدند و با يكديگر حكايت مىگفتند
( 6 ) - متن و مپ و بنياد : انشاء
( 7 ) - مپ 2 . ابيات را بخواند ، مج : بخواند
( 8 ) - متن :
اعيت ، مپ 2 : اعتب ، مج : اعيت
( 9 ) - متن : فلها عرشك مپ 2 و مج : فلها بعرشك
( 10 ) - مپ 2 و مج : الكناش تصحيح از كتاب فوائد اللآلى است
( 11 ) - متن و مج : طها
( 12 ) - در چهار نسخه سجده ، تصحيح قياسى است .
( 13 ) - در چهار نسخه معى ، تصحيح قياسى است .