جمله از خواب درآمديم « 1 » و از هيبت نزديك بود كه زهرهها آب شود ، و چون « 2 » سنكو بيدار شد « 3 » ساعتى بگريست و خاموش شد ، و ما آن شب « 4 » از بيم نخفتيم ، و چون صبح بدميد از رباط بيرون آمديم « 5 » و چون ميلى دو سه برفتيم « 6 » شير هردو را كشته بود و بر سر راه انداخته « 7 » و هيچ « 8 » از گوشت ايشان نخورده بود . ما را يقين شد كه آن خذلان ناحفاظى بود كه بديشان در رسيد ، پس جمله توبه كرديم « 9 » و به خداى عزوجل بازگشتيم « 10 » كه هرگز گرد زنا بر پيرامن دامن « 11 » عفت ما ننشيند « 12 » كه خاتمت و عاقبت آن رسوايى دنيا و درماندگى عقبى تواند بود .
بيت
هر كو به زنا همى كند دست دراز * كمعمر « 13 » بود « 14 » هميشه در ذل و نياز « 15 »
حكايت ( 4 ) در كتاب مجمع الامثال آورده است در معنى اين مثل كه در افواه عرب متداول است كه « 16 » در تغابى و « 17 » تغافل « سر عنك » گويد « 18 » :
هامش
( 1 ) - مپ 2 - و چنان بغريد كه . . . درآمديم
( 2 ) - مپ 2 - و چون
( 3 ) - مپ 2 - بيدار شد
( 4 ) - مج - آن شب
( 5 ) - مپ 2 - و چون صبح بدميد ، متن و مج و بنياد : صبح بدميد روان شديم
( 6 ) - مپ 2 - و چون ميلى دو سه برفتيم
( 7 ) - مپ 2 - و بر سر راه انداخته
( 8 ) - مپ 2 - هيچ
( 9 ) - متن و مپ 2 و بنياد : كردند
( 10 ) - مپ 2 : بازگشتند + تا بدانند
( 11 ) - متن و بنياد - دامن
( 12 ) - مپ 2 - كه هرگز گرد . . . . عفت ما ننشيند
( 13 ) - مج : در غم ، بنياد : تا عمر
( 14 ) - مج + او
( 15 ) - مج : به نار ، نسخهء مپ 2 فاقد اين بيت است
( 16 ) - متن و بنياد - كه
( 17 ) - متن - تغابى و
( 18 ) - مپ 2 : گويند ، مج - گويد