نگرد « 1 » تا ملك او از خلل زوال « 2 » مصون ماند ، و فايدهء دوم آنست كه به مجرد نام بر هيچكس اعتماد نبايد كرد كه بسيار كس باشند كه به نام زاهد باشند « 3 » و به فعل راهب « 4 » ، چنان كه گفتهاند « 5 » :
هركس كه ورا نام حكيم است مپندار * كز لوح خرد خاطر او حكمت خواند
اينك به زمينهاى عراق اندر شهرى است * كو را همهدان گويى « 6 » و او هيچ نداند « 7 »
حكايت ( 3 ) آوردهاند كه در عهد امام « 8 » ابو حنيفه رضى اللّه عنه « 9 » دانشمندى بود از علماى بغداد كه زهد ريائى « 10 » را دام « 11 » تزوير « 12 » خود ساخته بود و مس خيانت به زر امانت و ورع « 13 » روىپوش مىداد . مردى از خراسان به عزيمت حج به بغداد رسيد و دينارى « 14 » چند داشت و « 15 » به نزديك آن « 16 »
هامش
( 1 ) - متن - و تدارك كار برايا . . . نگرد ، مپ 2 : و تدارك كار خود دريافت و بعد ازين بر هيچكس اعتماد نكرد و پيوسته در كار اسيران خود نظر كردى
( 2 ) - مج : وزلل
( 3 ) - مج : بود
( 4 ) - مج : از همه مفسدان بود
( 5 ) - متن - چنان كه گفتهاند
( 6 ) - مج : گويند ، تصحيح قياسى است
( 7 ) - سه نسخهء متن و مپ 2 و بنياد شعر فوق را ندارد ، مج + حكايت : آوردهاند
( 8 ) - مج + اعظم ، بنياد - امام
( 9 ) - بنياد - رضى اللّه عنه ، مج : رحمة اللّه عليه
( 10 ) - متن و مپ 2 : و ريا
( 11 ) - متن و مپ 2 - را دام ، بنياد : و
( 12 ) - بنياد + پيشه
( 13 ) - در چهار نسخه « دروغ » تصحيح قياسى است
( 14 ) - مپ 2 : دنياوى
( 15 ) - مج + خواست كه حزم و احتياط را به كار دارد و آن دينارى چند را در بغداد بگذارد ، پس هميانى پر زر
( 16 ) - مپ 2 : بدان