گفت
شعر
لقد علمت و ما الاسراف « 1 » من خلقى * ان « 2 » الّذى هو رزقى سوف يأتينى
أسعى « 3 » له فيعنّينى « 4 » تطلّبه « 5 » * و ان جلست أتانى « 6 » لا يعنّينى « 7 »
و اين ابيات « 8 » در شام و « 9 » عرب مشهور شد و در زبانها گردان گشت « 10 » .
پس عروه وقتى عزم « 11 » خدمت معاويه كرد و از مدينه « 12 » به شام رفت . چون در بارگاه معاويه آمد « 13 » شتر را بر در سراپرده بخوابانيد « 14 » و بار خواست . حاجب به خدمت معاويه عرضه داشت كه عروه از مدينه « 15 » آمده است . معاويه « 16 » فرمود :
كه درآيد « 17 » . چون درآمد معاويه او را « 18 » گفت : عروه تويى « 19 » كه « 20 » گويندهء اين دو بيتى « 21 » : كه روزى « 22 » هراينه « 23 » بر من آيد ، كه « 24 » اگر من در طلب
هامش
( 1 ) - متن و مپ 2 : مالا اسراف ، بنياد : بالا سراف
( 2 ) - مپ 2 و بنياد - ان
( 3 ) - متن و مپ 2 و بنياد : أينبغى
( 4 ) - متن و بنياد : فينغى ، مپ 2 : فيض
( 5 ) - متن و مپ 2 و بنياد : يطلبه
( 6 ) - بنياد : انافى
( 7 ) - متن : لا يسعينى
( 8 ) - بنياد + را
( 9 ) - مج - و
( 10 ) - مپ 2 - و در زبانها گردان گشت
( 11 ) - مج - عزم
( 12 ) - مپ 2 - از مدينه
( 13 ) - مج : چون معاويه به درگاه آمد
( 14 ) - مپ 2 - شتر را بر در سراپرده بخوابانيد
( 15 ) - مج : عروة بن آدينه
( 16 ) - مپ 2 - كه عروة . . . معاويه
( 17 ) - متن و بنياد : درآى
( 18 ) - مپ 2 - او را
( 19 ) - مج + گفت بلى
( 20 ) - مج - كه
( 21 ) - مج : بيت هستى + كه گفته
( 22 ) - مج - روزى
( 23 ) - مپ 2 - كه روزى هراينه
( 24 ) - مج - كه