تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 341

مساهمون:

ص٣٤١
و او را به خدمت تو « 1 » حاضر كردم « 2 » ، بفرماى « 3 » تا بدهد . من از « 4 » عم‌زادهء او « 5 » پرسيدم كه تو چه مىگويى ؟ گفت : هست ، اما « 6 » بپرس كه از چه وجه است . گفتم : چون اعتراف كردى به سؤال چه حاجت است . آن مدعى گفت من از آن مال « 7 » بيزارم اگر گواه نگذرانم . گفتم : چون « 8 » مدعى عليه خود « 9 » اقرار كرد « 10 » و مدعى آن را رد « 11 » نمود « 12 » بر هردو چيزى واجب نيايد . همچنانكه آمده بوديد « 13 » بازگرديد و بعد ازين اگر شما را بر كسى « 14 » دعوى باشد وكيل گيريد « 15 » تا اموال « 16 » شما مذهوب « 17 » نشود .

[ داستان شهيدى شاعر كه كتاب مىخواند و با ورود احمقى از كار بازماند ]

حكايت « 18 » ( 15 ) آورده‌اند كه شهيدى « 19 » شاعر روزى نشسته بود و كتابى « 20 » مىخواند . جاهلى به نزد « 21 » او « 22 » درآمد و سلام كرد و گفت : خواجه تنها نشسته است « 23 » : گفت : تنها اكنون گشتم كه تو آمدى ، از انكه به سبب تو از مطالعهء كتاب « 24 » بازماندم ، و شاعر چنين گفته است « 25 »
هامش
( 1 ) - مج و بنياد - تو ( 2 ) - مج : كرده‌ام ، بنياد : آورده‌ام ( 3 ) - متن : بگوى ( 4 ) - بنياد + آن ( 5 ) - مج - او ( 6 ) - بنياد + تو ( 7 ) - متن - مال ( 8 ) - مپ 2 - چون ، بنياد : كه خود ( 9 ) - متن و مج - خود ( 10 ) - مج : كرده ( 11 ) - متن و مپ 2 و بنياد - رد ( 12 ) - مپ 2 + گفتم ، مج - و مدعى . . . نمود ( 13 ) - مپ 2 : ايد ( 14 ) - بنياد : كسى را بر شما ( 15 ) - مپ 2 : وكيلى بداريد ، بنياد : وكيلى تعيين كنيد ( 16 ) - بنياد : مال ( 17 ) - بنياد : ضايع ( 18 ) - در نسخهء بنياد اين حكايت ذكر نشده است ( 19 ) - مپ 2 و مج : سهيل ، نظام الدين اين شخص را شهيد بلخى نوشته است : ر ك نظام الدين ص 223 س 16 ( 20 ) - مج : كتاب ( 21 ) - مپ 2 و مج : به نزديك ( 22 ) - مج - به نزد او ( 23 ) - مپ 2 و مج - است ( 24 ) - مپ 2 و مج : كتب ( 25 ) - مج - و شاعر چنين گفته است
متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 341 | سديد الدين محمد عوفى / امير بانو مصفا ( كريمى )