مىآيد ناگاه شمشير « 1 » در وى نهاد « 2 » و او را بكشت و طايفهاى « 3 » از خدام « 4 » او را « 5 » اسير كرد و به نزديك « 6 » يعقوب ليث آورد « 7 » . يعقوب او را بزرگ گردانيد و به جاى « 8 » ابراهيم بنشاند « 9 » و مرتبت « 10 » او عالى شد « 11 » و ابراهيم جان عزيز خود را « 12 » در سر « 13 » نادانى كرد .
[ حكايت عزل عمر عبد العزيز قتيبة بن مسلم را از حكومت خراسان به جهت جهل او به آيهاى از قرآن كريم در باب خلق عالم ]
حكايت « 14 » ( 7 ) آوردهاند كه چون وليد عبد الملك جملهء خراسان « 15 » به حجاج يوسف داد حجاج « 16 » قتيبة بن ابى « 17 » مسلم را به نيابت خود به خراسان فرستاد ، و اين قتيبه مردى بود « 18 » شجاع و دلير « 19 » و لشكرشكن « 20 » و بيشتر از « 21 » ولايت خراسان و ماوراء النهر او فتح كرده بود « 22 » و لكن نادان بود « 23 » و از هنر بهره نداشت ، و يكى از فصول « 24 » حماقت او آن بود « 25 » كه روزى در مجلسى « 26 » نشسته بود و مىگفت : خداى عز و جل با كمال قدرت اين جهان را
هامش
( 1 ) - مج و بنياد : شمشيرى
( 2 ) - مپ 2 و بنياد : انداخت ، مج : بگرفت
( 3 ) - مج + را
( 4 ) - مج : خدم
( 5 ) - متن - را
( 6 ) - متن و مپ 2 :
به نزد ، بنياد : به خدمت
( 7 ) - مپ 2 : پس ، بنياد - و
( 8 ) - مپ 2 و مج :
به جايگاه
( 9 ) - بنياد : و جاى ابراهيم بوى داد
( 10 ) - مج : مراتب
( 11 ) - مپ 2 - و مرتبت او عالى شد
( 12 ) - مج - عزيز خود را
( 13 ) - مپ 2 و مج و بنياد + كار
( 14 ) - نسخهء بنياد اين حكايت را فاقد است
( 15 ) - مپ 2 + را
( 16 ) - مپ 2 : و ، مج : و او
( 17 ) - مپ 2 و مج - ابى
( 18 ) - مپ 2 - بود
( 19 ) - مپ 2 و مج - و دلير
( 20 ) - مپ 2 و مج : كش ، مپ 2 + بود
( 21 ) - متن - از
( 22 ) - مج : است + با عنايت و شجاعت مردى بود
( 23 ) - مج - بود
( 24 ) - مپ 2 - فصول ، مج : فضول
( 25 ) - مج : است
( 26 ) - متن و مج :
مجلس