باب يازدم از قسم سوم در مذمت جهل و نادانى « 1 »
ارباب دانش و خداوندان تجربه گفتهاند لاداء أدوى من الجهل « 2 » هيچ بيمارى قوىتر از بيمارى نادانى نيست كه مرد را « 3 » از سعادت دين و دنيا محروم كند « 4 » و در ادوار و اطوار « 5 » او را در مهالك و متالف اندازد ، و جهل از راه حقيقت مرگ است و هيچ مرگى بتر « 6 » از جهل نيست ، و اهل معنى توانگر جاهل را به « 7 » كور كحّ « 8 » نسبت « 9 » كرده ، و گويند « 10 » خواجه عبد الحميد « 11 » وزير « 12 »
هامش
( 1 ) - متن - نادانى ، مپ 2 و بنياد : حكايت احمقان
( 2 ) - بنياد - لاداء ادوى من الجهل
( 3 ) - متن - را
( 4 ) - مپ 2 : مىگرداند ، بنياد :
گرداند
( 5 ) - مج و بنياد : اطوار و ادوار
( 6 ) - بنياد : بدتر
( 7 ) - متن و مپ 2 - به
( 8 ) - متن و مپ 2 : مكح ، مج - كح
( 9 ) - متن و مپ 2 - نسبت ، مج : پاسخ
( 10 ) - مج : كردهاند
( 11 ) - مپ 2 و بنياد : ابو الحميد
( 12 ) - متن - وزير ، مپ 2 + رحمه اللّه