تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 260

مساهمون:

ص٢٦٠
و محبوس « 1 » ، متحير بماند و نيارست گفت « 2 » كه اين حال « 3 » با من « 4 » در « 5 » خانهء سوارك كرده‌اند « 6 » ، بهانه ساخت . امير عسس او را گفت : هزار درم بده تا ترا بگذارم و امير را از حال تو آگاه نكنم « 7 » . حامد هزار درم « 8 » بداد و از زندان « 9 » بدرآمد « 10 » . پس جماعتى « 11 » از پيادگان امير « 12 » عسس بيامدند و گفتند : امير را خبر داده‌اند « 13 » كه دوش حامد را « 14 » بگرفته‌اند « 15 » ، ما را چيزى ده « 16 » تا بگذاريم « 17 » ، و اگر ندهى « 18 » ترا به درگاه « 19 » بريم تا امير « 20 » چه حكم فرمايد « 21 » . حامد به سخن ايشان التفات نكرد و ايشان را به درگاه بردند ، و امير مرو در آن « 22 » وقت محمد سهل « 23 » بود و او « 24 » مردى ظالم ستمگار و سيم دوست « 25 » خداى ناترس بود « 26 » ، و مدتى بود كه در بند آن بود « 27 » كه از « 28 » حامد « 29 » چيزى بستاند « 30 » به نوع « 31 » مصادره « 32 »
هامش
( 1 ) - بنياد و مج + مضطر ( 2 ) - مپ 2 : گفتن ( 3 ) - مج - اين حال ( 4 ) - متن و مپ 2 و مج - با من ( 5 ) - مج : به ( 6 ) - مج : بوده است ( 7 ) - مج : اعلام ندهم ( 8 ) - مپ 2 : دينار ( 9 ) - مپ 2 - و از زندان ( 10 ) - مپ 2 : خلاص يافت ( 11 ) - مپ 2 و بنياد : جمعى ( 12 ) - متن و مپ 2 و بنياد - امير ( 13 ) - مج : كرده‌اند ، مپ 2 : از حال تو خبر داده‌اند ( 14 ) - متن - را ، مج : ترا دوش عسسان ( 15 ) - مپ 2 - كه دوش حامد را بگرفته‌اند + و ترا نگذاريم ، مج + اگر ( 16 ) - مج : بدهى ( 17 ) - مپ 2 - تا ترا بگذاريم ( 18 ) - مج : نه ( 19 ) - مج + امير ، بنياد + شاه ( 20 ) - بنياد - امير ( 21 ) - بنياد : در باب تو بشود ( 22 ) - مپ 2 و بنياد - مرو در آن ( 23 ) - بنياد : اسمعيل ( 24 ) - مپ 2 و مج - و او ( 25 ) - متن - و سيم دوست ، مج : مال دوست ( 26 ) - مپ 2 : ناخداترس ، بنياد : و از خدا نمىترسيد ( 27 ) - مپ 2 : مىخواست ( 28 ) - مپ 2 - از ، مج : تا ( 29 ) - مپ 2 + را به بهانه‌اى ، مج + را ( 30 ) - مج - چيزى بستاند ( 31 ) - مج + ى ( 32 ) - مج + كند ، مپ 2 - به نوع مصادره