تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
گل « 1 » و « 2 » حركاتى « 3 » متناسب و لطفى « 4 » شامل « 5 » در « 6 » پيش او برگذشت « 7 » و آن كودك را اسمعيل خواندندى و از لطف طبع بهره‌اى داشت . حامد او را بديد و « 8 » بر وى فتنه شد و به نزديك او رفت ، و اسمعيل كودكى « 9 » شنگ و « 10 » دغا و قوال « 11 » و پاىكوب و مرد فريب بود . چون ديد كه حامد بر سيرت قوم لوط است و در « 12 » رزمگاه قضاى وطر « 13 » علم به دست چپ گيرد و در مصرع شهوت پاى چپ « 14 » بازپس « 15 » نهد « 16 » به لطف غمزه و حسن « 17 » حركات او را بستهء « 18 » خود گردانيد « 19 » . پس حامد او را گفت : شنيده‌ام كه تو شعر « 20 » خوش مىخوانى و قول « 21 » لطيف مىگويى و مرا آرزوست كه آواز « 22 » تو بشنوم . گفت : منت دارم و خدمت كنم و لكن اين كار در ميان « 23 » بازار راست نيايد ، اگر صواب بينى به خانهء سوارك رويم و در آنجا عيشى « 24 » كنيم . حامد را « 25 » اين « 26 » سخن « 27 » موافق نمود « 28 » ، كه خانه‌اى نداشت كه كسى بدانجا توانستى برد « 29 » ، و اين سوارك مردى بود
هامش
( 1 ) - مج : بدر ، بنياد : برف + كه خون برو بچكد ( 2 ) - متن : با ( 3 ) - مج : حركات ( 4 ) - بنياد : لفظى ( 5 ) - مپ 2 - با قدى چون . . . شامل ( 6 ) - مج - در ( 7 ) - مپ 2 : درگذشت ، بنياد : بگذشت ( 8 ) - مپ 2 - او را بديد و ( 9 ) - بنياد - كودكى ، مج + بود ( 10 ) - متن - شنگ ، مج : توشنگ ( 11 ) - متن : قواد ( 12 ) - مج + مصرع ( 13 ) - مج + قدر ( 14 ) - مج : راست ( 15 ) - مج : بر زمين ( 16 ) - مج : مىنهد ، مپ 2 - و در رزمگاه قضاى وطر . . . بازپس نهد ( 17 ) - مج : چستى ( 18 ) - بنياد + دام ( 19 ) - مج و بنياد : كرد ( 20 ) - متن : شعرى ، بنياد : غزل ( 21 ) - متن و بنياد + را ( 22 ) - متن و مپ 2 و بنياد : از ( 23 ) - بنياد - ميان ( 24 ) - مج و بنياد : عيش ( 25 ) - متن و مپ 2 - را ( 26 ) - مپ 2 : آن را ( 27 ) - متن + را ( 28 ) - مپ 2 : افتاد ، مج : خوش آمد + و موافقت نمود ( 29 ) - مپ 2 - كه كسى بدانجا توانستى برد ، بنياد : كه كسى را آنجا برد