تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 254

مساهمون:

ص٢٥٤
ساختى « 1 » ، مثلا در فصل « 2 » تيرماه شلغم عظيم ارزان بودى او « 3 » پيوسته از آن خريدى و خوردى « 4 » و گفتى : شلغم سر و سينه را نرم كند و در « 5 » روشنايى چشم بيفزايد و سرفه را سود دارد « 6 » و دفع قولنج كند و ضيق النفس را ببرد « 7 » و با علتها بياميزد « 8 » و بوى دهان خوش كند « 9 » و در معده دير نماند « 10 » ، و هركس « 11 » كه پيوسته شلغم جوشيده خورد او را سكته نباشد ، و چون « 12 » در زمستان چكندر ارزان بودى چكندر خريدى « 13 » و گفتى « 14 » : حرارت دماغ « 15 » را تسكين دهد و به جاى كشكاب بايستد « 16 » و دمبل « 17 » و ريش را بازدارد و اندام [ را ] نرم كند و پوست را روشن گرداند ، و در موسم آنكه چكندر به آخر رسيدى ريواج « 18 » به درمى بيست من بدادندى ، خرده‌اى بدادى و دو سه من « 19 » ريواج « 20 » بخريدى « 21 » و با نان بخوردى « 22 » و گفتى : ريواج تسكين حرارت كند « 23 » و خون را صافى گرداند « 24 »
هامش
( 1 ) - مج + و آن را بسيار ستودى ( 2 ) - مپ 2 - مثلا در فصل ( 3 ) - مپ 2 - او ، مج : وى ( 4 ) - مپ 2 - و خوردى ( 5 ) - مج و بنياد - در ( 6 ) - مپ 2 - سرفه را سود دارد ( 7 ) - مپ 2 - و ضيق النفس را ببرد ( 8 ) - مج + و طبع مخنث دارد ( 9 ) - متن - و سرفه را . . . دهان خوش كند ( 10 ) - متن و مپ 2 : بماند ( 11 ) - مج - كس ( 11 ) - مج : شكته ( 12 ) - مج - چون ( 13 ) - مپ 2 : ازان خوردى ، مج و بنياد : بر خوردن آن اقبال نمودى ( 14 ) - مپ 2 و مج و بنياد + چكندر ( 15 ) - مج + و حرارت غريزى ( 16 ) - مپ 2 - و به جاى كشكاب بايستد ( 17 ) - مپ 2 و مج و بنياد : دمل ( 18 ) - بنياد + رسيدى ، مج - ريواج ( 19 ) - مج : و يك ، بنياد - خرده بدادى و دو سه من ( 20 ) - مج : جگرى ( 21 ) - بنياد : گرفتى ( 22 ) - بنياد - و با نان بخوردى ( 23 ) - مج : صفرا را تسكين دهد ، بنياد : صفرا بشكند ( 24 ) - متن : كند