درآمدند « 1 » و آن « 2 » عبرت « 3 » بديدند و به يكبارگى « 4 » به عون « 5 » راى « 6 » نوشروان آن مذهب باطل برافتاد « 7 » و ماده آن منقطع شد « 8 » . پس نوشروان پدر را گفت « 9 » :
دلهاى « 10 » خلق « 11 » از تو رميده است « 12 » به متابعت مزدك ، ترا چند روزى ببايد نشست و دست از ملك داشتن « 13 » ، و بدين حجت « 14 » پدر را خلع كرد و بر تخت ملك نشست و اثر آن سياست و كياست « 15 » در عالم باقى ماند و تا امروز از اتباع مزدك جماعتى باقى ماندهاند كه ايشان را مزدكيان گويند « 16 » و اين مزدك را زنى « 17 » بود كه او را « 18 » خرمك نام بود و بعضى بقاياى « 19 » آن قوم را خرمدين گويند به نسبت « 20 » زن او .
[ ظهور به آفريد در زمان ابو مسلم و رفتن او به چين و برگشتنش به ايران و كشته شدن وى به دست عبد اللّه بن شعبه ]
حكايت ( 5 ) در ايام دولت ابو مسلم مرغزى « 21 » كه صاحبقران « 22 » دولت آل عباس بود مردى بيرون آمد از روستاى خان « 23 » كه از نواحى نيشابورست و نام او بهآفريد « 24 » بن « 25 » ماهفروردين « 26 » بود و از ديهى بود كه آن را
هامش
( 1 ) - مپ 2 : به نظاره آمدند
( 2 ) - مپ 2 + همه
( 3 ) - مپ 2 + را
( 4 ) - مج : به يك بار ، بنياد : يكبارگى ، مپ 2 - به يكبارگى
( 5 ) - مپ 2 - به عون
( 6 ) - مپ 2 : به راى + صائب
( 7 ) - مپ 2 : برداشته شده
( 8 ) - مپ 2 : گشت
( 9 ) - مپ 2 و بنياد + كه
( 10 ) - مپ 2 - دلهاى
( 11 ) - بنياد : خلايق
( 12 ) - مپ 2 : شدهاند ، مج و بنياد : رميده است
( 13 ) - مپ 2 و بنياد : بداشت
( 14 ) - مج و بنياد : پس به حجت
( 15 ) - مپ 2 + عدل
( 16 ) - بنياد و مج : خوانند ، مپ 2 - و تا امروز . . . گويند
( 17 ) - بنياد : مادرى
( 18 ) - متن - كه او را
( 19 ) - متن : و بعضى را از بقاياى
( 20 ) - مج : نسبت به
( 21 ) - مج - مرغزى
( 22 ) - مج : صاحب دعوات
( 23 ) - مج : صحرايى ، بنياد : روستائيان
( 24 ) - متن و مپ 2 :
ماهآفرين
( 25 ) - مج - ابن
( 26 ) - متن : فرفر ، مپ 2 : فيروز