تخطي إلى المحتوى الرئيسي

متن انتقادى جوامع الحكايات و لوامع الروايات ( فارسى ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
نيست و كتابى ندارند و به پيغمبرى ايمان ندارند . گفت : من داناترين اهل عالمم « 1 » به حال ايشان « 2 » . ايشان را در اوايل عهد و قرون ماضى علمى « 3 » بود كه انرا درس كردندى و كتابى بود كه انرا بخواندندى تا انگاه كه پادشاهى را از پادشاهان عجم با دختر خود در حال مستى مواقعه افتاد « 4 » و آن حال را از دانشمندان عهد پرسيدند « 5 » ، ايشان از جهت رضاى پادشاه گفتند : دختر به نكاح « 6 » روا بود . خداوند تعالى ان ميل و مداهنت از ايشان نپسنديد و آن كتاب ايشان به آسمان رفت « 7 » و آن علم « 8 » كه در سينه‌هاى « 9 » ايشان بود محو گشت پس « 10 » ، بدين سبب با اهل كتاب مشابهتى دارند .

[ داستان چگونگى مرگ زرتشت و ادعاى او كه به آسمان خواهم رفت و ظاهر شدن دروغ او ]

حكايت ( 3 ) گويند زردشت در علم نجوم مهارتى به كمال « 11 » داشت و در آن علم كتابها تصنيف « 12 » كرده بود ، و با آنكه « 13 » خداى تعالى « 14 » او را علم « 15 » داده بود مر وى « 16 » را گمراه گردانيد و مهر ضلالت بر دل او نهاد تا بدانچه مىدانست « 17 » كار نكرد « 18 » و عاجل « 19 » بر آجل اختيار كرد و جاه وى را از راه ببرد « 20 » ، و گويند چون اجل او نزديك آمد و بر وصول « 21 » قواطع « 22 » بر طالع
هامش
( 1 ) - مپ 2 : امير المؤمنين رضى اللّه عنه فرمود كه من بهتر دانم ، مج : كه دانا ترين اهل عالم ( 2 ) - مج - به حال ايشان ( 3 ) - مج : عالمى ( 4 ) - مپ 2 : جمع شد ، مج : مواقعى كرد ( 5 ) - مج : ايشان پرسيد ( 6 ) - متن - به نكاح ( 7 ) - مپ 2 : ناپيدا شد ، مج : برآمد ( 8 ) - مپ 2 و مج : و علومى ( 9 ) - مپ 2 : كه از ( 10 ) - مج - پس ( 11 ) - متن - به كمال ( 12 ) - متن : كتاب بسيار تصانيف ( 13 ) - متن : و از آنان بود ، مج : و او آن بود ( 14 ) - مج + با آنكه ( 15 ) - مپ 2 و مج : علمى ( 16 ) - متن : او ( 17 ) - متن : مىدانست ( 18 ) - متن : بكرد ( 19 ) - مپ 2 و مج + را ( 20 ) - مپ 2 - و جاه ويرا از راه ببرد ( 21 ) - مپ 2 : فصول ( 22 ) - مپ 2 : طبايع