بخل مرد را « 1 » از سرورى بازدارد . گفت : ابو سفيان بن حرب بخيل « 2 » بود و مهتر قوم « 3 » گشت . گفتند : زنا و ناحفاظى . گفت : عامر بن طفيل مولع بود به زنا كردن و مهتر قوم خود گشت . گفتند : حماقت مانع رياست بود . گفت :
عتبة « 4 » بن حصين احمق بود و سيد بنى فرازه شد . گفتند : قلت عدد و اندكى خويشان « 5 » . گفت : رمل من فهد خويش نداشت و مهتر شد . گفتند : درويشى « 6 » .
گفت : عتبة بن ربيعه درويش بود و مهتر گشت . گفتند : اكنون « 7 » تو بگوى كه « 8 » كدام خلق است « 9 » كه مانع رياست آيد ؟ گفت « 10 » : كبرست و دروغ گفتن و سستى راى « 11 » و عيب مردمان جستن « 12 » ، و هيچ خصلتى بتر از دروغ گفتن نيست .
[ گفتگوى عبد اللّه بن طاهر فرستادهء مأمون به بصره با چهار طلبه در باب ايمان ]
حكايت ( 13 ) آوردهاند كه در انوقت كه امير المؤمنين مأمون « 13 » مر « 14 » عبد اللّه بن طاهر را به نواحى « 15 » بصره فرستاد به مهمى و چون عبد اللّه « 16 » آن مهم را كفايت كرد و به مراد « 17 » مراجعت نمود ، روزى بر در « 18 » ديهى نزول « 19 » كرده بود و به وقت ميانروز از سراپرده تنها « 20 » با يك غلام برون شد « 21 » و پياده مىرفت « 22 »
هامش
( 1 ) - مج - مرد را
( 2 ) - مج - بخيل
( 3 ) - متن و مج - قوم
( 4 ) - مج : عينيه ، متن و مپ 2 : دعتبه
( 5 ) - مج + مانع رياست بود
( 6 ) - مج + از مهترى مانع آيد
( 7 ) - مج : پس
( 8 ) - مپ 2 + آن ، مج : از
( 9 ) - مج - است
( 10 ) - متن : گفتند
( 11 ) - مج + و غيبت مردمان
( 12 ) - مج :
و جستن عيب ايشان
( 13 ) - متن - مأمون
( 14 ) - مپ 2 - مر
( 15 ) - مج - نواحى
( 16 ) - مپ 2 - عبد اللّه
( 17 ) - مپ 2 - به مراد
( 18 ) - متن : به در ، مج : بر
( 19 ) - متن و مج : منزل
( 20 ) - مپ 2 - تنها
( 21 ) - متن : پياده برون رفت ، مج : آمد
( 22 ) - مپ 2 - و پياده مىرفت ، متن : و مىشد