از زمانى « 1 » آن را بيرون مىانداخت و پادشاه « 2 » و حاضران در ان متعجب بمانند « 3 » .
بعد از ان پادشاه به هر درمى كه صرف كرده بود « 4 » دينارى « 5 » بوى داد « 6 » و گفت بعد ازين راستى « 7 » مگوى كه ترا « 8 » بر تصديق آن « 9 » سى هزار درم بخرج شود « 10 » و عمرى در سر آن كار رود « 11 » تا آن سخن راست كنى ، و اين « 12 » و امثال اين خواص « 13 » هرچند كه در عقل مستحيل نمايد اما چون به قدرت آفريدگار تعالى و تقدس اضافت كرده شود از جملهء جايزات تواند بود ، كه او قادر با « 14 » كمال است و صانع بىزوال ،
« لَيْسَ كَمِثْلِهِ شَيْءٌ وَ هُوَ السَّمِيعُ الْبَصِيرُ
« 15 »
» .
[ تفسير ابو عمرو بن علا صفتى را كه مانع سرورى است جهت شاگردانش ]
حكايت ( 12 ) آوردهاند كه ابو عمرو بن علا « 16 » كه سيد قرّاء بود چنين گفت « 17 » : شاگردان خود را « 18 » كه ان اخلاق « 19 » كه مانع سرورى و بازدارندهء مهتريست كدام است ؟
شاگردان گفتند كه : كودكى مانع سرورى است . گفت : ابو جهل بن هشام « 20 » سرور قريش بود « 21 » و هنوز سبلت او « 22 » سبز نشده بود . گفتند كه « 23 » :
هامش
( 1 ) - مپ 2 و مج - و بعد از زمانى
( 2 ) - مج - و پادشاه
( 3 ) - مپ 2 :
متحير شدند ، مج : ماندند
( 4 ) - مپ 2 : كه او را در راه صرف شده بود + بفرمود تا يك
( 5 ) - مپ 2 : دينار + عوض
( 6 ) - مپ 2 : دادند ، مج :
بداد
( 7 ) - متن : سخنى
( 8 ) - متن - ترا ، مج : براى
( 9 ) - مج + راستى
( 10 ) - متن : خرج شود ، مج : سى هزار درم ترا بايد خرج كرد
( 11 ) - متن : شود ، مج : عمر در آن سر كار شود
( 12 ) - مج - و اين
( 13 ) - مپ 2 - خواص
( 14 ) - مج : بر
( 15 ) - مپ 2 -لَيْسَ كَمِثْلِهِ . . .الْبَصِيرُ( 16 ) - مج : عمرو بن العلا
( 17 ) - مپ 2 + كه روزى ، مج : كه روزى مر
( 18 ) - مپ 2 + گفت
( 19 ) - مج : از خلايقى
( 20 ) - متن + كه
( 21 ) - مپ 2 : شد
( 22 ) - مج : او را سبلت
( 23 ) - مج - كه